دستهایی که آرزو میسازند – سلام نو

بر اساس گزارش سلام نو ، علاقه و شیفتگی به هنر هیچ گونه محدودی را نمیپذیرد. از همان دوران کودکی، در اوقات فراغت به خانه همسایه رفته و به فرش بافی مشغول میشد. مهارت او به سرعت پیشرفت کرد تا آنجا که روزی همسایه به مادرش گفت: «دخترتان میتواند به یک بافنده حرفهای تبدیل شود!» امروز، معصومه نه تنها به عنوان یک بافنده حرفهای شناخته میشود، بلکه با تأسیس کارگاه قالیبافی، بیش از ۱۵۰ زن را توانمند کرده و زندگی آنها را دگرگون ساخته است.
از همان کودکی به فرشبافی علاقمند بود و این عشق جهتگیری زندگیاش را تغییر داد. هر روز با اشتیاق به فرشهای رنگین چشم میگشود و دستان کوچک اما تواناتش را برای ایجاد طرحها و رنگها آماده میکرد. در سنی که سایر کودکان بیشتر در حال بازی بودند، معصومه هر فرصتی را غنیمت شمرده و به بافتن فرش میپرداخت.
امروزه معصومه خورشیدی نه تنها در زمینه فرشبافی یک حرفهای است، بلکه به عنوان یک کارآفرین اجتماعی و توانمندساز برای زنان سرپرست خانوار، مددجویان کمیته امداد و زندانیان نیز شناخته میشود. داستان او، نمود بارز عشق، اراده، تلاش و موفقیتهای زنان ایرانی است.
معصومه در سن ۱۱ سالگی به فرشبافی علاقهمند شد، در حالی که خانوادهاش همچون بسیاری دیگر، این حرفه را تنها ویژه کسانی میدانستند که به دلایلی مجبور به کار هستند. مادرش مخالف فعالیتش بود و سعی میکرد او را از این کار باز دارد.
اما او به هیچ وجه از عشق و علاقهاش به هنر کاسته نشد. در زمانهای بیکاری به خانه همسایه میرفت و مشغول به بافتن فرش میشد. مهارتش به سرعت رشد کرد، به طوری که روزی همسایه به مادرش گفت: «دخترت میتواند در این زمینه به یک حرفهای تبدیل شود!»
این مسئله مادرش را به شدت آشفته کرد و حتی معصومه را تنبیه کرد. اما اشتیاق او به بافت فرش هرگز کاهش نیافت و همین اشتیاق مسیر حرفهای او را ترسیم کرد: «من همیشه میدانستم که عشق به فرش من را به جایی خواهد رساند که نه تنها خودم بلکه دیگران نیز از آن بهرهمند شوند.»
ازدواج و حمایت همسر
در سن ۱۴ سالگی، معصومه ازدواج کرده و زندگیاش را با همسرش آغاز کرد. همسرش با درک شایستگیها و علاقهاش، به عنوان یک مشوق و شریک حرفهای عمل کرد و به او گفت: «اگر به فرشبافی مشغولی، در کنار آن تحصیل هم کن. من از تو حمایت میکنم.»
این جمله نقطه عطفی در زندگی معصومه ایجاد کرد. همسر او برای موفقیتش کوششهای زیادی انجام داد، به طوری که گاهی تا ساعت چهار صبح در کنار او برای تدریس فیزیک و زیست شناسی مینشست تا بتواند در آزمونها موفق شود و به دانشگاه راه یابد.
در دوران بارداری دوم خود، با وجود چالشهای زندگی، معصومه در کنکور شرکت کرده و به رشته روانشناسی پذیرفته شد، در حالی که همسرش نیز در مقطع دکتری قبول شده بود. این حمایت به معصومه امکان داد تا هم به عشق فرش بافی و هم به تحصیلات و توسعه فردیاش ادامه دهد.
آغاز آموزش و کارآفرینی
معصومه کارآفرینی خود را با ایجاد تابلو فرش در پارکهای شهری آغاز کرد. او در بعدازظهرها در پارک نشسته و به بافت تابلو فرش میپرداخت. رهگذران گاهی کنجکاو شده و تعدادی از آنها برای یادگیری به سراغ او میآمدند و مبلغی ناچیز بابت آموزش پرداخت میکردند.
با افزایش تعداد شاگردان، معصومه به فکر اجاره یک محل مناسبتر برای آموزش افتاد. به این ترتیب، با حمایت همسرش، شرکتی را تأسیس کرد که هدف اصلیاش توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، مددجویان و زندانیان بود.
او با خود عهد کرده بود: «اگر به جایی برسم، زنان نیازمند را تحت پوشش قرار داده و با آنها کار کنم.»
توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و مددجویان
امروز شرکت تعاونی معصومه شامل بیش از ۱۵۰ زن است؛ زنانی که سرپرست خانوار، مددجوی کمیته امداد و زندانی هستند. بسیاری از این زنان نه تنها درآمدزایی کردهاند بلکه مهارتهای فنی و اجتماعی خود را نیز توسعه دادهاند. معصومه با ایجاد فضایی امن و برپایه اخلاق در کارگاه، به دقت مراقبت میکند که به حریم و حرمت زنان آسیبی نرسد.
بیانات زنان سرپرست خانوار و محیط کارگاه
خانم موسوی یکی از زنانی است که در کارگاه معصومه خورشیدی مشغول به کار است. او میگوید: «هر روز صبح ساعت ۷ به کارگاه میآیم و دو شیفت کار میکنم. خانم خورشیدی همواره نظارت دارد تا محیط کارگاه ایمن و استاندارد باشد.»
ندا، زنی سرپرست خانوار که با مشکلات قانونی پسرش مواجه است، اظهار میدارد: «معصومه خانم با پیگیری شخصی و کمک خیرین، این مشکل را حل کرد.»
شهربانو، زنی ۸۰ ساله که ۱۰ سال است با معصومه همکاری میکند، با انرژی به کارگاه میآید و حتی برای رسیدن به محل کارش ۳۰ پله را بالا میرود.
کارگاه او نه تنها محلی برای آموزش و تولید فرش است، بلکه فضایی امن و اخلاقی برای زنان فراهم آورده است. او تأکید دارد: «هیچ آسیبی به حریم و شرافت زنان وارد نشود. اینجا، مکانی برای رشد و توانمندسازی است، نه صرفاً برای کسب درآمد.»
حتی زنان زندانی با پابند الکترونیکی اقدام به کار در این کارگاه میکنند و محدودیتهای قانونی مانع از فعالیتشان نمیشود.
معصومه هر روز شخصاً در کارگاه حضور داشته و به مدیریت فعالیتها میپردازد. او میافزاید: «هر روز با عشق دست تکتک بچهها را میگیرم، زیرا میدانم که با علاقه آمدهاند تا لقمه حلالی برای خانوادههایشان فراهم نمایند.»
چالشهای مالی، اداری و اجتماعی
مسیر موفقیت آسان نبوده است. معصومه خورشیدی با چالشهای مالی، اداری و اجتماعی فراوانی روبرو شد، اما هیچ کدام از آنها نتوانستند اراده او را تضعیف کنند.
او بارها برای دریافت تسهیلات بانکی و کمکهای مالی برای زنان سرپرست خانوار به ادارات مربوطه مراجعه کرده و گاهی برای به دست آوردن ۵۰ میلیون تومان، مجبور بود چندین مرتبه پیگیری کند.
معصومه میگوید: «مسئولین گاهی همکاری نمیکردند و من ناچار بودم شخصاً به تهران مراجعه کرده یا با خیرین هماهنگ کنم. اما هرگز اجازه ندادم این مسائل مانع توانمندسازی زنان شود.»
او با مشاهده موفقیت زنان تحت پوشش خود میگوید: «هر بار که یک زن سرپرست خانوار یا مددجو به استقلال مالی دست مییابد و توانمند میشود، خستگی سالها تلاشهایم از وجودم زائل میشود. این، حقیقت واقعی موفقیت است.»
نمونهای الهامبخش از کارآفرینی اجتماعی زنان
معصومه بیان میکند: زندگی صحنه بینظیری برای هنرمندی ماست. زنان میتوانند با تلاش و اعتماد به خدا، مسیر اقتصادی و اجتماعی مستقلی بسازند و حتی روشنکننده راه دیگران نیز باشند.
او نشان داد که عشق به هنر و استعدادهای طبیعی میتواند مسیر زندگی را دگرگون کند؛ حمایت خانواده و همسر همچنین نقشی حیاتی در بهترین نتایج زنان ایفا میکند؛ و در شرایط دشوار، امکان ایجاد یک مسیر موفق و مستقل وجود دارد.
هنگامی که گرهای کوچک با عشق به هم گره میخورد، تصویری بزرگ از امید و تحول شکل میگیرد. امروز، در بین تار و پود فرشها، گروهی از زنان مشغول به کار هستند که نه تنها برای خانوادههای خود زندگی میافریند، بلکه خود را در مسیر مستقل و آیندهای روشن قرار میدهند.
هر گره نماد این است که با تلاش، ایمان و دلهای پراز امید، حتی اقدامات کوچک میتوانند جامعهای روشن بسازند و نسلی از زنان توانمند را تربیت کنند.





