طارمی بدون سردار چه معنایی دارد؟ مانند زنبور بی عسل!

ایمان گودرزی؛ بهنظر میرسد یکی از عوامل اصلی افت کیفیت عملکرد تهاجمی تیم ملی فوتبال ایران در ماههای اخیر، در غیبت برخی بازیکنان کلیدی تحت هدایت امیر قلعهنویی نهفته باشد؛ جایی که نامهایی چون مهدی قایدی، علی قلیزاده و سردار آزمون به چشم میخورد. این سه بازیکن، در سالهای اخیر، نقش حیاتی در ساختار تهاجمی تیم ملی ایفا کردهاند و نبود آنها به وضوح موجب کاهش طراوت، تنوع و همگونی هجومی تیم شده است.
غیبت این بازیکنان نهتنها قدرت کادرفنی را برای طراحی تاکتیکهای متفاوت محدود کرده، بلکه تغییرات ناخواستهای در ساختار طبیعی حمله ایران به وجود آورده است؛ تغییراتی که بهطور محسوس در مسابقات اخیر بهصورت کمبود موقعیتسازی و عدم هماهنگی در فاز هجومی دیده میشود.
تفییر وضعیت امروز در مقایسه با تصویر مورد انتظار در جام جهانی ۲۰۲۶
در حال حاضر، خط دفاع و میانه میدان تیم ملی شباهت زیادی به ترکیب احتمالی در جام جهانی ۲۰۲۶ خواهد داشت. اما وضعیت فاز تهاجمی داستان متفاوتی را روایت میکند.
خط حمله فعلی تیم ملی، به ویژه به علت عدم حضور سردار آزمون، تنها یک نسخه موقتی و اضطراری به حساب میآید و نه ترکیب اصلی تیم برای تورنمنت جهانی. در فصل جاری، آزمون به دلیل مصدومیتهای مکرر نتوانسته عملکرد مطلوب خود را ارائه دهد و این امر بهوضوح قدرت او را کاهش داده و شانس او برای حضور در اردوهای اخیر را به خطر انداخته است.
در نتیجه، تیم ملی در حال حاضر با کمبود بازیکنان تهاجمی آماده و هماهنگ وارد میدان میشود و قلعهنویی مجاب است که بهجای آزمون و دو بازیکن دیگر، از ترکیبهایی استفاده کند که برخی اوقات غیرطبیعی به نظر میرسند.
زوج طلایی یک دهه؛ آزمون و طارمی
فوتبال ایران در سالهای اخیر همانند همکاری تاریخی علی دایی و خداداد عزیزی در دهه ۹۰، از زوج سردار آزمون و مهدی طارمی بهرهمند بوده است.
سردار و طارمی به عنوان دو مهاجم، یکی به عنوان گلزن قهار و دیگری در نقش وینگری توانمند، با همکاری دوطرفه و هماهنگیهای بالا، به خطرناکترین زوج تهاجمی فوتبال آسیا تبدیل شدهاند.
با این حال، از زمانی که آزمون به دلیل مصدومیت نتوانسته در تمرینات و مسابقات حضور داشته باشد، عملکرد طارمی نیز به طور قابل توجهی کاهش یافته است. این افت به سبب کاهش تواناییهای فردی او نیست، بلکه نتیجه تغییر نقشی است که او مجبور به پذیرش آن شده است.
طارمی؛ از گلزن تمامعیار به بازیساز
مهدی طارمی در سالهای اخیر دیگر به عنوان یک مهاجم شماره ۹ کلاسیک ظاهر نمیشود. در باشگاه پورتو و حال حاضر در فوتبال اروپا، او بیشتر در نقش مهاجم سایه یا بازیکنی پشت سر مهاجم فعالیت میکند؛ نقشی که مسؤولیت اصلی آن ایجاد فضا، پیوند خط میانی به حمله و کمک به شکلگیری موقعیتهاست، نه صرفاً گلزنی. در تیم ملی، حضور آزمون این امکان را به طارمی میداد که در همان نقش ایدهآل خود بازی کند؛ اما غیبت سردار موجب شده که او به عنوان شماره ۹ بازی کند؛ پستی که با ویژگیهای کنونیاش سازگار نیست.
آمار بهوضوح گواه این واقعیت است:
پس از مصدومیت آزمون، طارمی در ۸ مسابقه ملی تنها موفق به ثبت ۲ گل و یک پاس گل شده است. البته اگر گل او در نقش یار تعویضی مقابل هند را کنار بگذاریم، هیچکدام از گلهای او در مسابقات معتبر و رسمی بعد از صعود ایران به جام جهانی به ثمر نرسیدهاند.
این ارقام نشان میدهد که طارمی به عنوان مهاجم نوک، دیگر آن تهدید همیشگی نیست و عملکرد تیم ملی نیز تحت تأثیر این تغییر نقش، افت کرده است.
بازگشت آزمون؛ کلید حل معادله؟
سوالی که در اینجا مطرح میشود این است: اگر مصدومیتهای سردار آزمون ادامه پیدا کند، چه تدبیری برای خط حمله تیم ملی تحت نظر امیر قلعهنویی در نظر گرفته خواهد شد؟
قلعهنویی باید بین دو راهکار تصمیم بگیرد:
۱. حفظ طارمی در نقش بازیساز/مهاجم سایه و بهکارگیری یک شماره ۹ کارآمد مانند کاوه رضایی، شهاب زاهدی یا بازیکنان جوانتر.
۲. تکرار نقش طارمی به عنوان تکمهاجم که تا کنون نتایج مثبتی به همراه نداشته و احتمالاً در بازیهای سطح جام جهانی نیز کارساز نخواهد بود.
بدون حضور آزمون، تیم ملی نهتنها بهترین گلزن خود را از دست میدهد، بلکه ساختار تاکتیکی خط حملهاش نیز ناچار به بازنگری و بازسازی خواهد شد؛ فرآیندی که در حال حاضر با آزمونوخطا پیش میرود و هنوز نسخه مطمئنی برای آن ارائه نشده است.
آینده خط حمله ایران؛ پرسشی که باید در اسرع وقت پاسخ داده شود
برای دستیابی به موفقیت در جام جهانی، ایران باید از همین حالا تکلیف خط حمله خود را مشخص کند. بازگشت آزمون در بهترین فرم یک مزیت اساسی خواهد بود، اما تیم ملی نباید به حضور او وابسته شود.
عملکردهای اخیر نشان داده که نقش طارمی باید به مسیر طبیعی خود بازگردد و قلعهنویی باید برای پست شماره ۹ یک مهاجم متخصص به خدمت بگیرد؛ مهاجمی که قادر به ایفای نقش تمامکننده باشد و بار گلزنی و فشار فیزیکی را از دوش طارمی بردارد. اگر این تصمیم به موقع اتخاذ شود، خط حمله ایران میتواند بار دیگر به فرم ترسناک گذشتهاش بازگردد؛ در غیر این صورت، شاید در مهمترین تورنمنت چهار سال آینده، چالشهای جدی تهاجمی در انتظار تیم ملی باشد.
257 251





