بحران مدیریتی فدراسیون در دربی ۱۰۶

نارساییهای کنونی فوتبال ایران از یک نقطه مشخص نشأت میگیرد: فدراسیونی که برنامهریزی شفاف و دیدگاه حرفهای ندارد. این نهاد نه تنها هیچ هدفی تعیین نکرده، بلکه فاقد یک استراتژی مدون برای آینده است و به همان شیوههای سنتی و ناکارآمدش ادامه میدهد.
سه سال پیش و در زمان بازگشت دوباره تاج، این موضوع را مطرح کردم که پیشرفت مثبتی در فوتبال ایران ممکن نخواهد بود و اکنون میبینیم که این پیشبینی بهراستی محقق شده است. بدون هیچ گونه اصلاحی، روند گذشته کماکان ادامه یافته است؛ چرا که عدم وجود نگاه اقتصادی، فرهنگی و ظرفیت کارشناسی در مدیریت مشهود است.
واقعیت این است که انجام کارهای بزرگ در کنار افراد نالایق ممکن نیست. کارآمدی از طریق وجود مدیران شایسته و دارای توانمندی فکری، اجرایی و مدیریتی بهدست میآید. وقتی این شایستگیها در سطوح بالای مدیریت مستقر نباشند، نتیجه چیزی جز این فاجعهای که امروزه در فوتبال شاهدش هستیم نمیشود، و تازهترین اتفاق، دربی اخیر است.
غیرمنطقی اراک
یکی از نمونههای بارز این سوءمدیریت، تصمیم به برگزاری بازی استقلال و پرسپولیس در استادیوم اراک است؛ استادیومی با ظرفیت حداکثری تنها ۱۰ هزار نفر برای یکی از حساسترین دیدارهای فصل!
چگونه میتوان انتظار داشت که فروش بلیت—که یکی از مهمترین منابع درآمدی باشگاهها به شمار میرود—در چنین شرایط محدودی به دام بازار سیاه نیفتد؟ با ظرفیت محدود، عایدی اصلی مستقیماً به جیب دلالان و افراد سودجو میرود و نه به باشگاهها و هواداران واقعی.
این سؤالی جدی است که چرا شهرهایی مانند مشهد، شیراز یا اصفهان با استادیومهای بزرگ و استاندارد و آلودگی هوای کمتر نشدند؟
استادیوم نقشجهان با استانداردهای جهانی در دسترس است. حتی اگر مشکل آلودگی هوا مد نظر باشد، اصفهان در مقایسه با اراک اولویت دارد. واقعاً چه دلایلی پشت این قرار داشته است؟ مردم سزاوارند که به این پرسش پاسخ شفاف و روشنی بدهند.
محرومسازی باشگاهها و هواداران
این تصمیم، اولاً باشگاههای میزبان را از درآمد حاصل از فروش بلیت محروم کرده و ثانیاً اکثریت هواداران واقعی را از امکان حضور در ورزشگاه بیبهره کرده است. علاوه بر این، بهدلیل محدودیت عرضه، بلیتها به دست اقشاری افتاده که از نظر مالی توان خرید قیمتهای سرسامآور را داشتند.
سؤال ساده این است: کدام قشر توانست در این دیدار حاضر شود؟ پاسخ هویداست: قشر مرفه
نه آن نوجوان شهرستانی، نه هوادار با درآمد کم، و نه عاشق فوتبال که ماهها انتظار برگزاری این مسابقه را داشته است. این گونه تصمیمات عملاً فوتبال را از دستان صاحبان واقعیاش دور میسازد.
سخن آخر
تا زمانی که اداره فوتبال به دست افرادی فاقد برنامه و رویکرد کارشناسی باقی بماند، اوضاع همچنان به همین منوال خواهد بود. تصمیمات نادرست، های مبهم و مدیریت غیرپاسخگو، هر روز فوتبال باشگاهی ما را از استانداردهای حرفهای دورتر میسازد.
*مدیر عامل پیشین استقلال
۲۱۲۱۲



