مجید جلالی: در این شرایط، نمی‌توان به تیم امیدف اعتماد کرد/ فوتبال برای برخی افراد، فقط به معنای امتیاز است

طبق گزارشی از خبرآنلاین، روزنامه شرق با مجید جلالی در این مورد گفت‌وگو کرده است.

شکست تیم امید چه نشانه‌ای از وضعیت کنونی دارد و دلیل این ناکامی از نظر شما چیست؟

مسأله تیم امید تنها به حال حاضر محدود نمی‌شود. اگر به سال‌های دور برگردیم، درمی‌یابیم که این تیم در دوره‌های متمادی با مشکلات مشابهی مواجه بوده است؛ به این معنا که معمولاً در مسابقات شکست می‌خوردیم و بعد از تغییر مربی، این چرخه با همان چالش‌ها ادامه پیدا می‌کرد. مشکلاتی نظیر خدمت سربازی بازیکنان، که باعث می‌شد در زمان اعزام، برخی از آنها قادر به ترک کشور نباشند، یا عدم هماهنگی میان کمیته ملی المپیک و فدراسیون فوتبال. به یاد دارم که در یکی دو باری که خودم درگیر مدیریت تیم امید بودم و بحث بر سر پذیرفتن مسئولیت مطرح بود، به همین دلایل خودم را کنار کشیده‌ام. همواره در آغاز، یک مربی می‌شد و سپس فرد دیگری جایگزین او می‌گردید. اما در سال‌های اخیر، کم‌کم این موانع یکی یکی حل شده‌اند. در حال حاضر می‌توانم بیان کنم که از مشکلات قدیمی خبری نیست، ولی یک مشکل اساسی وجود دارد. مصوبه‌ای در فدراسیون وجود دارد که شورای سیاست‌گذاری تیم‌های ملی آن را وضع کرده است و به نظر من این قانون، مشکلات زیادی برای تیم‌های ملی ما در بخش‌های مختلف، از جمله تیم زنان و تیم‌های پایه بوجود آورده است، حتی در فوتسال. این مصوبه قانونی مقرر کرده که در سالی که رویدادی در پیش نیست، تشکیل تیم لازم نیست. به عنوان مثال، اگر تیم امید باید چهار سال دیگر در یک رویداد شرکت کند، نمی‌تواند از همین حالا فعالیتش را شروع کند و باید از سال برگزاری مسابقات اقدام کند.

شما تا چند ماه قبل در فدراسیون فوتبال فعال بودید، آیا راهکاری برای این موضوع ارائه کرده‌اید؟

این مصوبه به هیچ وجه کارشناسی نیست و زمانی که در فدراسیون بودم، در مورد آن بحث کرده بودم. این قانون باید لغو شود. به عنوان مثال، برای تیم نوجوانان، من بر این باورم که تیمی که باید پنج سال دیگر در جام جهانی نوجوانان شرکت کند، هم‌اکنون 11 ساله است و باید همین حالا تشکیل شود. اما این مصوبه فدراسیون فوتبال هیچ‌گونه این امکان را نه فراهم می‌آورد و نه می‌پذیرد. یعنی باید تیم‌های ملی 11، 12، 13، 14 و 15 ساله را از هم‌اکنون تشکیل دهیم. حتی در هر رده می‌توانیم شش یا هفت تیم داشته باشیم. با این حال، این مصوبه بیشتر به دلیل کمبود منابع مالی وضع شده است. ما باید این مشکل را هر طور شده حل کنیم. تیم امید هم تحت تأثیر این رویه نیست؛ به عبارت دیگر، از سال 1402 سعی کردیم تیم امید را شکل دهیم، اما به دلایل مختلف و کارشکنی‌های گوناگون، نتوانستیم تا سالی که آن تیم باید در مسابقات حاضر می‌شد، آن را شکل دهیم. این اتفاق بسیار دیر رخ داد. ما به یک تیم امید نیاز داریم که حکم مزایای تیم بزرگسالان را داشته باشد و این تیم باید به طور مستمر در حال تشکیل و فعالیت باشد تا بتواند نسل‌های جدیدی را به تیم بزرگسالان معرفی کند. اگر میانگین سنی تیم ملی بزرگسالان بالا است، به این دلیل است که هرگز به تیم امید اهمیت نداده‌ایم.

شاید فدراسیون فوتبال تمامی اعتبار خود را در میادین بین‌المللی از تیم بزرگسالان می‌طلبد و نسبت به سایر تیم‌ها نظیر تیم امید، تیم‌های پایه و فوتبال زنان توجهی ندارد.

این تفکر غیرتخصصی است که فقط به قله توجه کند و به دامنه‌ها بی‌توجه باشد. اصلاً این یک رویکرد کارشناسی نیست. باید دامنه توسعه یابد تا قله به طور پایدار باقی بماند؛ بنابراین این هرم را نمی‌توانید تنها با دیدن نوک قله بسازید. این بزرگ‌ترین مشکل ماست. در این راستا، سال‌ها مربیان زیادی قربانی شده‌اند و یک مسأله مشترک سال‌ها در تیم امید این بوده که از مربیان با تجربه کمتر استفاده کرده‌ایم. به عنوان مثال، مربیانی که فقط یکی یا دو سال سابقه مربی‌گری دارند، برای هدایت این تیم به کار گرفته شده‌اند. در حالی که شرایط صعود این تیم به شدت دشوار است، بنابراین به یک نیمکت ترکیبی نیاز داریم؛ هم جوان و هم باتجربه. این ترکیب می‌تواند در دهکده‌های بین‌المللی و رقابت‌های ی المپیک که بسیار دشوار هستند، به کار آید، همان‌طور که جوانی نیز در نیمکت مورد نیاز است.

بحث استعدادیابی و مدارس فوتبال که در تابستان برای مالکان‌شان منفعت مالی دارد، برای فوتبال ما هیچ ثمری ندارد. چرا مدارس فوتبال موفق به پرورش بازیکنان جوان نشده‌اند؟

بله، درست می‌فرمایید، اما مدارس فوتبال موضوعی جدا و عمیق است و دلایل بسیار زیادی وجود دارد که چرا نزدیک به 3.5 میلیون کودک در این مدارس و آکادمی‌ها مشغول فعالیت هستند، ولی خروجی مطلوبی نداریم. این مسأله نیاز به بررسی دقیق دارد تا مشخص شود چرا این نیروی فعال در مدارس به ثمر نمی‌رسد. نگاه فدراسیون به طور کلی در زمینه‌های تخصصی نیست و بیشتر اداری و اجرایی به نظر می‌رسد. به همین دلیل است که فوتبال ما در مسیر پیشرفت قرار ندارد و می‌توانم بگویم در حال حاضر روند نزولی داریم. اگر به دو سال پیش نگاه کنید، می‌بینید ما در زمینه‌های مختلف، از باشگاه‌های ساحلی تا فوتبال زنان و فوتسال، حتی تیم‌های ملی، در مسیر صعود نیستند و بسیاری از آنها در حال نزول هستند. آینده این چالش‌ها به مراتب بیشتر خواهند شد؛ چراکه نگرش ما به فوتبال، نگاه تخصصی نیست و صرفاً اداری و اجرایی می‌باشد. حتی مصوبات و تصمیمات‌مان، از جمله مربیان، هیچ‌گونه نگرش تخصصی را مد نظر قرار نمی‌دهند.

دنبال افراد متخصص هم نمی‌رویم.

بله، به همین دلیل است که نمی‌توانیم انتظار پیشرفت در فوتبال‌مان داشته باشیم.

آیا بنابراین می‌توان گفت که تیم امید هم امیدی برای صعود به المپیک ندارد؟

نه‌تنها تیم امید، بلکه دیگر تیم‌ها نیز در شرایط مشابهی قرار دارند. به مرور مشاهده خواهید کرد که حتی حوزه زنان، بخشی جوان و نوپا است و ما برای پیشرفت سریع تر نیاز به برنامه‌ریزی مناسب داریم تا به یک تیم قوی تبدیل شویم. با این حال، به دلیل عدم وجود این برنامه و عدم اتخاذ تصمیمات تخصصی، در همه حوزه‌های فوتبال، از جمله زنان و ساحلی، دچار افت هستیم. به عنوان مثال، ما یک زمانی تا فینال جام جهانی فوتبال ساحلی پیش رفتیم، اما دیگر قادر به تکرار آن نخواهیم بود. در سطح باشگاهی نیز چند سالی است که نتوانسته‌ایم در آسیا عنوانی کسب کنیم و به این زودی‌ها نیز چنین رویدادی را نخواهیم دید، چراکه مسیری که در پیش گرفته‌ایم، نه تنها حالت پیشرفت ندارد، بلکه نزولی است؛ زیرا تصمیمات و رویکردهای ما هیچ‌یک تخصصی نیستند.

در واقع آیا فوتبال ما در مسیر سقوط آزاد قرار دارد؟

بله، در واقع فوتبال ما در کنار برخی امتیازات غیرفوتبالی که در پس این رشته وجود دارد، قرار دارد؛ به این معنا که فوتبال باید وجود داشته باشد تا آن امتیازات هم باقی بمانند. اما فوتبال، به منظور پیشرفت خود، در حال حاضر درست عمل نمی‌شود.

17302

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا