فشار فوتبال بر گردن اقشار آسیبپذیر جامعه!

ایمان گودرزی؛ همواره نام فوتبال به قشرهای آسیبپذیر جامعه، جوانان مناطق محروم و عشق به بازی در زمینهای خاکی پیوند خورده است. اگرچه برخی از این جوانان توانستهاند پا به دنیای حرفهای فوتبال بگذارند، اما عشق به تماشای بازیهای تیم مورد علاقه خود آنها را به سمت استادیومها میکشاند، حس و حالی که متأسفانه به یمن تصمیمات ناهماهنگ فدراسیون فوتبال به یک یادمان و حسرت بدل خواهد شد!
فدراسیون فوتبال در سالهای اخیر با تصمیمات غیرمنتظره و جنجالی خود، بارها خبرساز شده است. این بار نیز با روشهای تعیین بهای بلیت و تدابیر مربوط به مکان برگزاری دیدارها، وضعیتی ایجاد کرده که ورود به ورزشگاه برای بسیاری از هواداران به یک بار مالی سنگین تبدیل شده است. در شرایطی که به اعتقاد اکثر کارشناسان کیفیت لیگ برتر به وضوح کاهش یافته و از جذابیتهای سابق خود فاصله گرفته، هواداری که همچنان مشتاق به دیدن تیم محبوبش به ورزشگاه میآید، ناچار است برای ۹۰ دقیقه فوتبال، بیش از یک میلیون تومان هزینه کند؛ رقمی که با وضعیت اقتصادی کنونی جامعه و کیفیت خدمات موجود در ورزشگاهها همخوانی ندارد.
یاد بلیتهای هزار تومانی بخیر!
طبق آخرین تصمیمات مسئولان فدراسیون فوتبال، قیمت بلیتهای مسابقات در بخش جلوی جایگاه ۲۵۰ هزار تومان، پشت دروازهها ۱۵۰ هزار تومان و طبقه دوم ۱۰۰ هزار تومان تعیین شده است؛ ارقامی که از روز اعلام با انتقادات زیادی از سوی هواداران روبهرو شده است. با این حال، هزینه تماشای فوتبال فقط به قیمت بلیت محدود نمیشود. هزینههای رفتوآمد، خوراکی و سایر هزینههای جانبی باعث گردیده تا رفتن به ورزشگاه برای بسیاری از طرفداران به تجربهای پرهزینه و دشوار تبدیل شود. جالب است که این قیمتها مختص فقط ورزشگاه آزادی نیست بلکه در بسیاری از ورزشگاههای دیگر شهرها نیز مبالغ مشابهی از تماشاگران دریافت میگردد.
هزینه رفتوآمد؛ بخش پنهان بهای فوتبال
وضعیت برای هواداران استقلال و پرسپولیس در تهران به مراتب پیچیدهتر شده است. این هواداران بهمنظور تماشای مسابقات تیمهای محبوب خود، باید در ساعات پرترافیک روز راهی ورزشگاه شهر قدس شوند؛ موضوعی که چالشهای مالی زیادی را علاوه بر هزینه بلیت، به بار میآورد. تخمینها نشان میدهد که یک تماشاگر تهرانی برای رفتوآمد به ورزشگاه شهر قدس باید حداقل ۷۵۰ هزار تومان هزینه کند. با اضافه کردن قیمت بلیت، هزینه آنچه باید برای تماشای یک مسابقه صرف شود، به سادگی از یک میلیون تومان عبور میکند. بنابراین، عبارت «تماشای ۹۰ دقیقه فوتبال؛ یک میلیون ناقابل!» اصلاً اغراقآمیز به نظر نمیرسد.
وقتی برای پر کردن سکوها باید بلیت خرید!
افزایش قیمت بلیتها نه تنها باعث کاهش قدرت خرید هواداران شده بلکه بستر را برای شکلگیری یک وضعیت عجیب دیگری نیز فراهم کرده است. طبق برخی گزارشها، چند باشگاه برای جلوگیری از خالی ماندن سکوها، اقدام به خرید بلیتهای مسابقات خود میکنند و سپس این بلیتها را با نرخ پایینتری به هواداران ارائه میدهند. در صورت صحت این گزارشها، چنین عملی از لحاظ قانونی قابل انتقاد است و تنها باشگاههایی که از منابع مالی برخوردارتر هستند قادر به انجام چنین اقداماتی هستند و سایر تیمها عملاً نمیتوانند از این روش بهرهمند شوند. واقعاً به گونهای رسیده که به جای آنکه سیاستهای مدیریتی زمینهساز تقویت حضور هواداران شود، برخی باشگاهها ناچارند برای پر کردن سکوهای خالی، به چنین شیوههایی روی بیاورند.
مثل همیشه؛ ایران برعکس همهجای دنیا!
در بسیاری از کشورهای فوتبالدوست، یکی از اهداف اصلی سیاستگذاران و مدیریت، افزایش حضور تماشاگران در ورزشگاههاست. کاهش هزینهها، بهبود زیرساختها، ارائه خدمات مناسب و ایجاد تجربهای بهتر برای هواداران، جزء سیاستهایی هستند که فوتبال حرفهای برای حفظ ارتباط خود با تماشاگران دنبال میکند. اما در فوتبال ایران، مسیرها بسیار متفاوت به نظر میرسند. نه تنها زیرساختها و امکانات ورزشگاهها در وضعیت مطلوب قرار ندارند، بلکه افزایش قیمت بلیتها، افت خدمات و دور شدن مکان برگزاری برخی مسابقات از محل زندگی هواداران، حضور در ورزشگاهها را به امری دشوار مبدل ساخته است. در این شرایط، تصمیمگیرندگان فوتبال کشور به جای تسهیل حضور تماشاگران، عملاً موانع بیشتری برای آنها ایجاد کردهاند؛ روندی که در درازمدت میتواند به کاهش بیشتر شور و هیجان فوتبال بینجامد.
فوتبال هنوز ورزش طبقه متوسط و کمدرآمد است
نکته قابل تامل اینجاست که فوتبال در ایران، با وجود گردش مالی بالای خود و قراردادهای چند میلیاردی، همچنان بخشی جدی از طبقه متوسط و اقشار کمدرآمد را تحت پوشش قرار میدهد. همین هواداران هستند که در گرمای تابستان و سرمای زمستان به ستاد ورزشگاه میروند، تیمهای خود را تشویق کرده و بخش مهمی از هویت و جذابیت این ورزش را شکل میدهند. اما وقتی تماشای یک مسابقه فوتبال به تفریحی هزینهبر تبدیل میشود، به طور طبیعی نخستین قربانی چنین شرایطی همان هوادارانی خواهند بود که سالها از اصلیترین سرمایههای فوتبال ایران محسوب شدهاند. اگر این روند به همین منوال ادامه یابد، فوتبال ایران نه تنها ظرفیتهای بیشتری را از دست خواهد داد بلکه فاصله آن با سرمایهاش، یعنی مردم و هواداران، روزبهروز بیشتر خواهد شد.
257 251






