پرسپولیس جای احتیاط نیست آقای تارتار؛ این باخت نتیجه ترس بود!

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پرسپولیس در نخستین بازی جدی و سرنوشت ساز خود در لیگ باخت تا ماه عسل مهدی تارتار در کلونی قرمز خیلی زود تمام شود. حالا دیگر کسی از دو برد پرگل دو هفته ابتدایی چیزی نمی گوید و همه روی باخت برابر تراکتور زوم کرده اند. باختی که بیش از آنکه محصول کیفیت تراکتور باشد، نتیجه اشتباهات و بازی ضعیف سرخ ها بود و همین انگشت اتهام را به سوی تارتار به عنوان مسئول فنی تیم نشانه می رود.
برای پیدا کردن موقعیتهای گلزنی پرسپولیس مقابل تراکتور، واقعاً باید ذرهبین به دست گرفت. تیم مهدی تارتار در مهمترین آزمون فصل، نهتنها نشانی از آن فوتبال هجومی دو هفته ابتدایی نداشت، بلکه با یک رویکرد کاملاً محتاطانه وارد زمین شد؛ رویکردی که در نهایت به جای یک امتیاز، شکست را برای سرخها به همراه داشت.
تارتار در تبریز تصمیم گرفت تیمش را با سه هافبک میانی و تدافعی، یعنی پورعلی، لطیفیفر و خدابندهلو به میدان بفرستد؛ تصمیمی که عملاً بخش قابل توجهی از توان تهاجمی پرسپولیس را از ترکیب اولیه خارج کرد. اورونوف روی نیمکت نشست، سرگیف که در بازی قبلی گل زده بود بازی نکرد و امیرحسین محمودی هم فرصت حضور در ترکیب اصلی را پیدا نکرد. حاصل این تصمیم چه بود؟ پرسپولیسی که بیشتر از آنکه به گل زدن فکر کند، به گل نخوردن فکر میکرد.
این همان نقطهای است که باید درباره تارتار جدیتر صحبت کرد. او سالها با تیمهای متوسط و پایین جدول کار کرده و طبیعی است که برای نتیجه گرفتن با این تیمها، روی دوندگی، نظم، فشردگی و فوتبال دینامیک حساب کند. این سبک در تیمهایی که هدفشان بقا یا قرار گرفتن در نیمه بالای جدول است، قابل درک است. اما پرسپولیس داستان دیگری دارد.
اینجا قرار نیست تیم برای یک امتیاز بازی کند. اینجا هوادار از تیمش حمله، خلق موقعیت، گل زدن و بردن میخواهد. پرسپولیس را نمیتوان با همان نسخهای اداره کرد که سالها برای تیمهای متوسط جواب داده است. شاید همین تفاوت، دلیل یکی از عجیبترین تصمیمات تارتار را هم توضیح دهد؛ تصمیم برای نیمکتنشین کردن اورونوف.
اورونوف شاید بازیکنی نباشد که تمام ۹۰ دقیقه با شدت بالا بدود، اما فوتبالش بر پایه همان دوندگی بیوقفه نیست. او بازیکنی است که باید توپ را در اختیارش گذاشت، آزادی عمل داد و از تواناییاش در یکبهیک، حمل توپ و خلق موقعیت استفاده کرد. اگر قرار باشد معیار اصلی بازیکن، فقط میزان دویدن و جنگیدن باشد، طبیعی است که اورونوف در چنین سیستمی قربانی شود. اما پرسپولیس به بازیکنی مثل اورونوف نیاز دارد؛ چون بازی بزرگ را گاهی نه با دوندگی بیشتر، که با یک حرکت خلاقانه میتوان برد.
تارتار اما در تبریز ترجیح داد اول گل نخورد و بعد اگر فرصتی پیش آمد، شاید گل بزند. این نسخه در نهایت جواب نداد. تراکتور هم نمایش خارقالعادهای ارائه نکرد، اما وقتی یک تیم مهمان تا این اندازه محتاط باشد، طبیعی است که تیم میزبان اعتمادبهنفس بیشتری برای جلو کشیدن پیدا کند. پرسپولیس عملاً اجازه داد تراکتور در خانه، ریتم مسابقه را در اختیار بگیرد و در نهایت مزد همین ترس را گرفت.
نکته عجیبتر اینکه وقتی تارتار سرانجام مجبور شد بعد از دقیقه ۹۰ تیمش را جلو بکشد، ناگهان پرسپولیس صاحب یک موقعیت جدی گلزنی شد. همین چند دقیقه کافی بود تا یک حقیقت روشن شود: دفاع تراکتور شکستناپذیر نبود؛ این پرسپولیس بود که دیر برای شکستن آن تلاش کرد. پس مسئله فقط شکست نیست. مسئله، رویکردی است که به شکست منجر شد.
تارتار بعد از مسابقه درباره بازی نکردن اورونوف، سرگیف و محمودی گفت تصمیماتش فنی بوده است. بله، همه تصمیمات یک مربی فنی هستند؛ اما «فنی بودن» به معنای درست بودن نیست. مربی برای تصمیماتش اختیار دارد، اما وقتی تیمش شکست میخورد، همان تصمیمات باید روی میز نقد قرار بگیرند. سه هافبک دفاعی، نیمکتنشینی مهرههای تهاجمی و بازی کاملاً منفعل در فاز حمله، وقتی در نهایت حتی یک امتیاز هم نصیب پرسپولیس نمیکند، نمیتواند پشت عبارت «تصمیم فنی» پنهان شود.
تارتار شاید در تیمهای قبلیاش با همین فوتبال محتاطانه نتیجه گرفته باشد، اما پرسپولیس جای آزمودن دوباره همان نسخه نیست. این تیم باید برای بردن بازی کند، نه برای نباختن. در تبریز، تارتار به سبک همیشگی خودش برگشت؛ سبک فوتبال محتاطانه و کمریسک. نتیجه هم همان چیزی شد که معمولاً از فوتبال بیش از حد محتاطانه میگیری: هیچ.
شاید شکست مقابل تراکتور برای تارتار یک هشدار زودهنگام باشد؛ اینکه پرسپولیس را نمیتوان با ترمز دستی بالا به میدان فرستاد. در این تیم، اگر شهامت حمله کردن نداشته باشی، دیر یا زود باید هزینه ترس را بپردازی. تارتار این بار پرداخت کرد؛ با شکست در خانه تراکتور.
253 258



