تمدید قرارداد با قلعه نویی نشاندهنده اعتمادی به فردی است که سه شکست بزرگ را در کارنامهاش دارد؛ آیا با این میتوانید بر چالشهای بزرگ غلبه کنید

بر اساس خبری که خبرآنلاین منتشر کرده، روزنامه قدس گزارش داد: در نتیجه جلسهای که به مدت تقریباً یک ساعت طول کشید، تصمیم نهایی بر این شد که قرارداد امیر قلعهنویی تا پایان جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ تمدید شود و ادامه همکاری او با تیم ملی به عملکرد ایران در این رقابتها وابسته خواهد بود. اعضای هیئترئیسه همچنین نظرات انتقادی در مورد شرایط دستیاران قلعهنویی مطرح کردند؛ به دنبال این مباحث، با اجماع اعضای هیئترئیسه تصویب شد که کادر فنی تیم ملی تغییر کند و چهرههای تازهای به تیم دستیاران قلعهنویی ملحق شوند. در این راستا، اختیار تصمیمگیری به رئیس فدراسیون واگذار شد و قرار است در نشستی میان مهدی تاج و امیر قلعهنویی درباره های جدید برای دستیاران او گفتگو صورت گیرد.
با کدام کارنامه؟
تمدید قرارداد امیر قلعهنویی تا جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷، به ظاهر اقدامی متعادل و محتاطانه به نظر میرسد، اما در واقع یک پرسش کلیدی را فراروی فدراسیون فوتبال میگذارد: با اتکا به کدام عملکرد، مجدداً به قلعهنویی اعتماد کردهایم و برای تیم ملی چه آیندهای را تصور میکنیم؟
قلعهنویی از زمان بازگشتش به سمت سرمربیگری تیم ملی، دو دوره جام ملتهای آسیا و یک جام جهانی را سپری کرده که نتایج این سه مسابقه بزرگ چیزی جز ناکامی نبوده است. در جام ملتهای ۲۰۲۳، تیم ملی در مرحله نیمهنهایی حذف شد و در صورتی که برای ادامه همکاری در جام ملتهای ۲۰۲۷، شرط صعود به فینال یا قهرمانی مطرح باشد، خود این قید نشاندهنده عدم اطمینان فدراسیون به نتیجه کنونی است. همچنین، تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ نتوانست انتظارات را به درستی برآورده سازد.
با همان کهنسالان؟
نگرانی عمده، عدم تغییر و نوآوری در ترکیب تیم ملی است. در طول این سالها، قلعهنویی فرصتی کافی برای ساخت نسل آینده پیدا کرده، اما همچنان امید تیم ملی به همان ستارههایی وابسته است که در مراحل پایانی دوران حرفهای خود به سر میبرند؛ بازیکنانی که گاها برای یافتن جایگاه ثابت در برخی باشگاههای عربی دچار چالشهایی هستند. علیرغم این، به نظر میرسد که همان ساختار فعلی برای حضور در جام ملتهای آسیا ارائه خواهد شد.
اکنون که قلعهنویی در سمت خود باقی مانده، برنامهاش برای پایان دادن به وابستگی به نسل قدیمی چیست؟ و از همه مهمتر، چرا باید انتظار داشته باشیم که مربیای که در سالهای اخیر نمایشی از یک تغییر بنیادی نداشته، ناگهان در جام ملتهای آتی مسیری متفاوت کند؟
پاداش ۲۰۳۰
حتی شرط تمدید قرارداد تا جام جهانی ۲۰۳۰ هم سوالبرانگیز است. به طوری که اگر تیم ملی به فینال جام ملتها راه یابد، قلعهنویی باید تا ۲۰۳۰ در این سمت باقی بماند؛ اما در صورتی که یک تیم جوان و در حال تحول را شکل دهد و در یک تورنمت دشوار نتایج مطلوبی کسب نکند، آیا همه چیز ناگهان به پایان میرسد؟ آیا واقعاً مدیریت فوتبال ملی باید بر اساس چنین معیاری صورت گیرد؟
از سویی دیگر، تغییر دستیاران قلعهنویی اگر تنها به جابهجایی نامها روی نیمکت محدود باشد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد. فدراسیون فوتبال باید به روشنی توضیح دهد که چرا بار دیگر به قلعهنویی اعتماد کرده است. مردم حق دارند از فلسفه تشکیل تیم ملی و افقهای آینده آن مطلع شوند و نمیتوان بارها درباره نتایج ضعیف سخن گفت، چند جلسه برگزار کرد و قراردادها را تمدید نمود و دوباره همه چیز را به مسابقات بعدی حواله داد.
آرزوهای بزرگ
امیر قلعهنویی به عنوان سرمربی تیم ملی ایران، در ۶۵ بازی هدایت این تیم را بر عهده داشته و موفق به کسب ۴۱ پیروزی شده است. اکنون او این شانس را خواهد داشت که به رکورد ۵۰ برد روی نیمکت تیم ملی دست یابد. در دوره اول سرمربیگریاش، او در ۱۷ بازی حضور داشته و در دوره دوم نیز به تعداد ۴۸ بازی رسیده که با توجه به تمدید قراردادش، این تعداد افزایش خواهد یافت. سرمربی تیم ملی امیدوار است برای نخستین بار در پنج دهه اخیر این تیم را به قهرمانی جام ملتهای آسیا برساند.
17302



