وقتی همه خواب بودند؛ مهمترین مدال تاریخ ورزش ایران با بیمسئولیتی سوخت!

خبرآنلاین: تلخ بود. تلخ تر از زهر. اینکه چند سانتی متر با تاریخی ترین مدال ورزش ایران در بازیهای آسیایی فاصله داشته باشی و ناگهان روی یک اشتباه عجیب و غریب تو را کنار بگذارند. اشتباهی که حتی در بازیهای در سطح محلات هم احتمال رخ دادن آن نزدیک به صفر است اما اینجا در بزرگترین آوردگاه ورزشی برای دوومیدانی ایران رخ داد.
فاطمه محیطیزاده در آستانه ثبت یکی از درخشانترین نتایج تاریخ دوومیدانی ایران در بازیهای آسیایی ناگویا بود، اما نه رقیب قدرتمند آسیایی، نه اختلاف امتیاز و نه یک عملکرد، بلکه یک اشتباه مبتدیانه در کنترل تجهیزات تمام رؤیاهای یک ورزشکار جوان را بر باد داد.
محیطیزاده پس از پشت سر گذاشتن ۶ ماده هفتگانه، با ۴۹۲۵ امتیاز در جایگاه دوم قرار داشت. او در پرش ارتفاع و پرش طول اول شده بود، در پرتاب وزنه دوم و در دوی ۱۰۰ متر با مانع و ۲۰۰ متر نیز سوم شده بود. تنها یک ماده تا پایان رقابتها باقی مانده بود و نماینده ایران با شانس جدی کسب مدال وارد آخرین مرحله مسابقات میشد اما اصلا اجازه ندادند مسابقه آخر را ببیند! چند ساعت پیش از رقابت پایانی، مشخص شد کفشهای محیطیزاده استاندارد لازم را ندارند و نماینده ایران دیسکالیفه شد. به همین سادگی!
دو روز رقابت، جنگیدن برای تکتک امتیازها، عبور از ۶ ماده و رسیدن به جایگاه دوم جدول، ناگهان به خاطر چیزی تمام شد که اصولاً باید قبل از آغاز مسابقات و حتی پیش از ورود ورزشکار به میدان بررسی میشد.
بحث این نیست که محیطیزاده حتما مدال میگرفت اما این واقعیت وجود دارد که مدال به او از رگ گردن نزدیکتر بود. آن هم یک مدال تاریخی و باارزش که تا حالا دست هیچ دختر ایرانی به آن نرسیده بود. با این وجود مسئله بسیار بزرگتر از یک مدال احتمالی است: چطور ممکن است یک ورزشکار ملیپوش ۶ ماده را پشت سر بگذارد و درست چند ساعت مانده به ماده پایانی، تازه مشخص شود کفش او استاندارد نیست؟ این دیگر اشتباه ورزشی نیست، سهلانگاری مدیریتی است.
اینجا درباره یک فناوری پیچیده، تجهیزات چندمیلیاردی یا یک وسیله ناشناخته صحبت نمیکنیم. درباره کفش ورزشکاری حرف میزنیم که قرار است در یکی از مهمترین رقابتهای قاره آسیا شرکت کند. کفشی که استاندارد بودن یا نبودنش را میتوان و باید مدتها قبل از شروع مسابقات بررسی کرد. اما ظاهراً در دوومیدانی ایران حتی همین ابتداییترین وظیفه هم روی زمین مانده.
سرمربی داریم، سرپرست داریم، اما هیچکس مسئولیت را گردن نمی گیرد. یک مسئولیت ساده و پیش پا افتاده. ماجرا وقتی تلختر میشود که بدانیم در ساختار دوومیدانی ایران، برخلاف بسیاری از ساختارهای حرفهای این رشته در دنیا، برای تیمها عناوین و مسئولیتهایی مانند سرمربی و سرپرست با جایگاه مشخص وجود دارد و طبیعتاً این مسئولیتها با حقوق، مزایا و وظایف همراه است. حالا پرسش ساده اما کلیدی این است: اگر قرار نیست سرمربی و سرپرست تیم ملی دوومیدانی حتی از استاندارد بودن کفش ورزشکارشان مطمئن شوند، دقیقاً مسئول چه چیزی هستند؟ جالبتر اینکه سرپرست تیم هادی سپهرزاد، خودش از چهرههای شناختهشده این ماده است که سالها در هفتگانه فعالیت داشته و جزئیات این رشته را بهتر از هر کسی می داند. بنابراین دیگر نمیتوان این اتفاق را با جملههای تکراری «اشتباه پیش میآید» یا «کسی مقصر نیست» جمع کرد.
اگر در کنار یک ورزشکار هفتگانه، سرپرستی حضور دارد که خودش سالها این ماده را کار کرده و در ساختار فدراسیون نیز مسئولیت دارد، چگونه یک خطای ابتدایی مربوط به کفش تا آستانه ماده ششم و سپس مسابقه پایانی تشخیص داده نمیشود؟ این دقیقاً همان جایی است که باید درباره ساختار مدیریتی دوومیدانی ایران سؤال کرد. فدراسیونی که برای خودش سرمربی، سرپرست و مجموعهای از مسئولان دارد، دقیقاً برای همین روزها باید پاسخگو باشد، نه اینکه وقتی یک ورزشکار جوان در آستانه بزرگترین افتخار دوران ورزشیاش با یک اشتباه ابتدایی حذف میشود، همه سکوت کنند.
تلختر از خود اتفاق، واکنش فدراسیون است. حدود ۲۴ ساعت از این فاجعه گذشته و هنوز خبری از یک توضیح شفاف، مسئولیتپذیری یا حتی یک عذرخواهی ساده نیست. نه توضیحی درباره اینکه چه کسی کفش را کنترل کرده، نه توضیحی درباره اینکه چرا استاندارد نبودن کفش پیش از آغاز مسابقات تشخیص داده نشده، نه توضیحی درباره اینکه مسئولیت این اتفاق بر عهده چه کسی بوده و نه حتی یک عذرخواهی از ورزشکاری که شاید مهمترین فرصت دوران حرفهایاش را به همین دلیل از دست داده.
ظاهرا در فدراسیون دوومیدانی ایران، از دست رفتن یکی از مهمترین مدالهای احتمالی تاریخ ورزش کشور حتی ارزش یک توضیح را هم ندارد! محیطیزاده ممکن بود در ماده پایانی مدال بگیرد یا نگیرد، اما فدراسیون موظف بود حداقل این فرصت را از او نگیرد. ورزشکار باید در میدان با رقیب بجنگد، نه با بیمسئولیتی مدیران و کادر همراهش. او باید با حریفان آسیایی رقابت میکرد، نه اینکه چند ساعت مانده به آخرین مسابقه بفهمد کسی در مجموعهای که مسئولیت همراهی و مراقبت از او را بر عهده داشته، یک جفت کفش را هم کنترل نکرده. فرصت کسب یک مدال تاریخی، نه توسط یک رقیب، بلکه بهدلیل یک سهلانگاری ابتدایی از او گرفته شد.
حالا حداقل انتظار از فدراسیون دوومیدانی این است که سکوت را بشکند و به جای پنهان شدن پشت بیانیههای کلیشهای، صریح بگوید: چه کسی مسئول بود؟ چه کسی کفش را کنترل نکرد؟ چرا این خطا قبل از مسابقه کشف نشد و چرا بعد از این اتفاق هنوز کسی حاضر نیست مسئولیت آن را بپذیرد؟ اگر برای فدراسیون حتی این پرسشها هم مهم نیست، شاید باید پرسید دقیقاً چه اتفاقی باید بیفتد تا مسئولان دوومیدانی ایران احساس کنند لازم است پاسخگو باشند؟
253 258



