از ریشه تا ریشه در خیابان – سلام نو

بر اساس گزارش سلام نو، حسن رحیمپور ازغدی، فردی که به عنوان یکی از چهرههای شاخص شورای عالی انقلاب فرهنگی شناخته میشود، در نشستی تخصصی به نام «جنگ ۱۲ روزه» که بر انسجام ملی متمرکز بود، اظهاراتی جنجالی را مطرح کرد که به شدت در فضای مجازی و محافل فرهنگی و اجتماعی تحت تاثیر قرار گرفت. این اظهارات به سرعت توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد و به موضوعاتی چون حجاب و دگرگونیهای فرهنگی و اجتماعی در ایران پرداخته است.
در بخشی از سخنرانیهای خود، رحیمپور ازغدی به مقایسهای میان وضعیت حجاب در گذشته و زمان حاضر پرداخته و با زبانی کنایهآمیز بیان کرد: «در گذشته مشکل حجاب، مربوط به موهای سر بود، اما اکنون در خیابان هم دختران زیبا را میبینیم و هم نمایان شدن ناحیههای دیگر!» این جمله کوتاه، اما معنادار، به سرعت به سرخط خبرها تبدیل شده و بحثهای بسیاری را به راه انداخته است. او از این مقایسه قصد دارد به تغییراتی که در پوشش و هنجارهای اجتماعی اتفاق افتاده بپردازد، و از نظر او، این دگرگونیها به مراتب فراتر از پوشاندن موهای سر پیش رفته است.
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که کشور با چالشهای فرهنگی و اجتماعی گوناگونی دست و پنجه نرم میکند. بحث حجاب از سالها پیش یکی از محوریترین مباحث در گفتمان عمومی و سیاسی کشور به شمار میرود و همواره موضوع مناقشات و بحثهای داغ بوده است. سخنان رحیمپور ازغدی به نوعی زنگ خطری برای وضعیت کنونی و دغدغههای کسانی است که نگران وضعیت فرهنگی جامعه میباشند.
اصطلاح «داف» در زبان محاوره به جانداری زیبا و جذاب اطلاق میشود که معمولاً با ظاهری خاص و آرایشهای برجسته در انظار عمومی دیده میشود. به کار بردن این واژه در کنار کلمه «ناف»، که به معنای مشخصی از پوشش عیان و نمایان شدن قسمتهایی از بدن است، نشاندهنده نگرانی عمیق او از آن چیزی است که او به عنوان «تغییرات جدی در هنجارهای پوششی» معرفی میکند.
این اظهارات را میتوان از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار داد. از یک سو، این گفتهها میتوانند به عنوان انتقادی تند به وضعیت کنونی و از شکایت نسبت به مسئولان فرهنگی و اجتماعی تلقی شوند که به نظر او نتوانستهاند از گسترش این پدیدهها جلوگیری کنند. از سوی دیگر، این جملات میتواند به عنوان تلاشی برای برجستهسازی اهمیت حجاب و پوشش در جامعه از نگاه مسئولان و متولیان فرهنگی تلقی گردد.
بحث انسجام ملی که محور اصلی این نشست بود، موضوعی بسیار حیاتی برای هر سرزمینی است. رحیمپور ازغدی احتمالاً در تلاش است تا با برجسته کردن این تغییرات فرهنگی، ارتباطی بین آنها و تضعیف انسجام ملی ترسیم کند. او بر این باور است که ناهنجاریهای پوششی و آنچه که به عنوان «ظاهر نامناسب» تعریف میکند، ممکن است به تدریج به بروز شکافهای اجتماعی و فرهنگی منجر شده و انسجام ملی را تهدید کند.
این نوع اظهارات معمولاً با واکنشهای متفاوتی مواجه میشوند. برخی به این سخنان حمایت کرده و آنها را نمایانگر واقعیت و دلمشغولیهای واقعی جامعه میدانند. آنها معتقدند که باید به این هشدارها توجه شده و برای مقابله با آنچه که به نام «تهاجم فرهنگی» میشناسند، برنامهریزی جدیتری صورت گیرد. این گروه عمدتاً از طیفهای مذهبی و سنتی جامعه هستند که به اصول و ارزشهای دینی و اخلاقی پایبندترند.
از سوی دیگر، عدهای دیگر این سخنان را تندروانه و غیرواقعی مینامند. آنها بر این باورند که جامعه در حال دگرگونی و تحول است و نمیتوان به مسائل روز با نگاهی بسته و سنتی نگاه کرد. این گروه معمولاً بر آزادیهای فردی و حق پوشش تاکید داشته و معتقدند که نمیتوان با رویکردهای قهری و اجباری، به چنین مسائل اجتماعی پرداخت. از منظر آنان، استفاده از اصطلاحاتی نظیر «داف» و «ناف» در سخنرانیهای رسمی، ممکن است توهینآمیز و غیرمناسب به شمار رود.
علاوه بر این، برخی تحلیلگران بر این باورند که این نوع اظهارات به جای حل موضوعات موجود، ممکن است به تعمیق شکافها و رادیکالی شدن جامعه منجر شود. آنها بر لزوم گفتوگو، تفاهم و رویکردهای سازنده و علمی برای حل مسائل فرهنگی و اجتماعی تاکید دارند و نگرانیهای را با زبانی تند و کنایهآمیز مطرح نمیکنند.
به عنوان یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، رحیمپور ازغدی نقش حیاتی در سیاستگذاریهای فرهنگی کشور ایفا میکند. اظهارات او به ویژه از این نظر اهمیت دارد و میتواند بر رویکردهای آینده این شورا و دیگر نهادهای فرهنگی تاثیر بگذارد. این که آیا این سخنان به تغییرات در رویکردها و سیاستگذاریها منجر خواهد شد یا تنها در حد یک بحث جنجالی باقی میماند، در آینده قابل مشاهده خواهد بود.
در نهایت، میتوان گفت که اظهارات حسن رحیمپور ازغدی، بار دیگر موضوع حجاب و تغییرات فرهنگی در جامعه ایران را به کانون توجهات آورد. این سخنان، به رغم جنجالآفرینی و بحثبرانگیز بودن، به نوعی نشاندهنده دغدغههایی است که در بخشهایی از جامعه احساس میشود. بررسی و تحلیل این دغدغهها با رویکردی واقعگرایانه و علمی میتواند به درک عمیقتری از چالشهای فرهنگی و اجتماعی و یافتن راههای مناسب برای مدیریت آنها کمک نماید.



