قطع کردن اینترنت، نیازی به دبیرخانه ندارد

تابناک در یادداشت خود به عملکرد غیرشفاف و مبهم این دبیرخانه اشاره کرده و آن را به جانبداری و برخورد سلیقهای و شخصی نسبت به سایتها و پایگاههای خبررسانی متهم کرده است.
در این یادداشت آمده است:
تاکید بر تامین حقوق و آزادی مردم بر اساس قانون اساسی، که رئیس مرکز ملی فضای مجازی بارها بر آن تاکید کرده، در اصل، همان نگرانی مهمی است که نسبت به عملکرد خود آقای دبیر و دبیرخانه وجود دارد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، دبیر خانه ها در ایران انواع دارند. حتی یک دبیرخانه در ادوار متعدد و با دبیران متفاوت خاصیت و جایگاه ویژهای پیدا میکنند و یا رو به افول و بیخبری میگذارند. در این میان دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی، نه تنها در حد و اندازه واژه عالی و ملی عمل نمیکند، که غیرشفاف بودن و مسالهآفرینی عملکردهایش، لطمه بزرگ به شمار میرود، چرا که زندگی میلیونها ایرانی، خواه ناخواه با آن مرتبط شده و در این میان دبیرخانهای که از خودش خاصیت چندانی نداشته باشد و یا عملکردش بر ابهامات بیفزاید، عملا کارکردی ندارد.
منتظر فصل جدیدتان بودیم
در بعد از پایان جنگ ۱۲ روزه، سید محمد امین آقامیری، دبیر شورای عالی فضای مجازی، از آغاز فصل جدید از عملکرد فضای مجازی سخن گفت که نتایج شگرفی را در پی خواهد داشت. اما در در مهمترین حادثه
دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی، نه تنها در حد و اندازه واژه عالی و ملی عمل نمیکند، که غیرشفاف بودن و مسالهآفرینی عملکردهایش، لطمه بزرگ به شمار میرود
بعد از جنگ ۱۲ روزه، آنچه اتفاق افتاد بر ایجاد سئوالات اساسیتر در خصوص این مرکز دامن زد.
دبیر شورای عالی فضای مجازی گفته است که: نسل ما، نسلی است که در فضای فیزیکی متولد شده و رشد کرده و سپس به فضای مجازی مهاجرت کرده است و این در حالیست که نسلهای بعدی، «بومیان فضای مجازی» هستند. اما شیوه عملکرد او و مجموعه اش در دبیرخانه، چه بسا راه را بر بومیان منطقه مجازی هم ببندد.
به راستی اگر قرار بر محدودیت صرف اینترنت بوده است، بدون داشتن دبیرخانه هم، نهادهای دیگری هستند که می توانستند اولویتی آنچنانی را انجام دهند. یعنی غرض از راهاندازی چنین دبیرخانهای در اصل محدود کردن در زمان بحران نبوده است، بلکه ایجاد شرایطی برای تامین فضای فعالیت مردم -در ضمن لحاظ کردن مسایل امنیتی کشور- است.
قطع کردن اینترنت، یک نفر لازم دارد که سر فلکه بایستد و شیر فلکه را در زمان لازم ببندد؛ نیازی به دبیرخانه ندارد. داستان ساختار و فضای اینترنت ملی -که یکی از مهم ترین ماموریت های این سازمان است و باید زمینه فعالیت شهروندان را در فضای مجازی در بحرانی ترین شرایط فراهم کند، چه می شود؟
مطالبه شفافیت درباره سایتهای خبری
علاوه بر این، در برابر همین داشتههای فعلی نیز، عملکرد رئیس فضای مجازی کشور، آنچنان غیرشفاف و مبهم است که معلوم نیست در امنیتی ترین شرایط، چگونه چند تا سایت و رسانه، در فضایی ویژه با آیپیهای باز، کار خود را آغاز میکنند و سایتهای موثر و پربازدید دیگر، همچنان از آن محروم هستند. معیار تصمیم و میزان سنجش بر چه اساسی بوده است؟
مدیریت فضای مجازی در دبیرخانه ملی «عدم شفافیت»
این مطالب مهمی از دبیرخانه است که روشن کند چگونه لیستی را بر دیگران ترجیح میدهد و آن قوانین مورد تاکید و مورد نگرانی آقای دبیر، چگونه این اقدام را تاب میآورد؟ چگونه است که ایشان تشخیص میدهند چه رسانهای در چه شرایطی باید تولید محتوا و اطلاعرسانی را استارت
در کشورمان هزاران هزار کارشناس فضای مجازی، نخبه علمی، وکیل برجسته و 90 میلیون شهروند وجود دارد که متاسفانه سلیقه یک نفر برای آنها و برخورداری یا عدم برخورداریشان از خبر و تحلیل تصمیم میگیرد
زده و رسانهای دیگر در محدودترین فضا، از قافله عقب بماند. اگر چنان تشخیصی را برای خود قائل هستند پس چه بهتر که امور رسانهها را نیز کلا در اختیار گرفته و ببرند در همان دبیرخانهای که با وجود آن همه اهمیت، اما به مرکز ملی تولید دردسر و عدم شفافیت میماند.
کدام یک عجیب است؟
این که امنیت را بهانه و مستمسکی کنیم که به علاقهمندیهای خودمان احترام بگذاریم و بدانها بپردازیم، با کدام وظایف قانونی و با کدام ماده و تبصره جور در می آید؟ خود آقامیری گفته است که ۲۰۰ کشور در جهان وجود دارد که سلیقه و ارزش های ۱۰ کشور در فضای مجازی بر دیگران تحمیل می شود. باید خدمت ایشان بگوییم که اتفاقا در کشور خودمان هزاران هزار کارشناس فضای مجازی، نخبه علمی، وکیل برجسته و 90 میلیون شهروند وجود دارد که متاسفانه سلیقه یک نفر برای آنها و برخورداری یا عدم برخورداریشان از خبر و تحلیل تصمیم میگیرد. بماند کسب و کار مردم که از این امور هم مهم تر است. به راستی کدام عجیبتر است؟
در حالی که عملا کسب و کارهای شهروندان به دلیل فقدان اینترنت با مشکل مواجه شده است، بروز و ظهور اختلالات و در نظر گرفتن مسائل امنیتی چیز عجیبی نیست و قابل درک است. اما این که دبیرخانهای ملی، در وسعت یک دبیرخانه اداره کل عمل کند و در زمان لازم، همه چیز از دسترس خارج شود، یعنی تاکنون برای اینترنت ملی کار موثری انجام نشده است. در چنین شرایطی، نگاهی دیگرگونه و جدید مبتنی بر تحولات جهانی و بر مبنای درک درست از شرایط امنیتی کشور بر فضای مجازی کشور نیاز است.
با گسترش فضای مجازی، هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و کلانداده، حجم و حساسیت دادهها بهطور مستمر در حال افزایش است. در چنین شرایطی، کشورهایی که نتوانند چارچوبی روشن برای حاکمیت داده طراحی کنند، نهتنها از نظر امنیتی بلکه از نظر توسعه اقتصادی نیز با چالش مواجه خواهند شد. لذا باید نگاهی دوباره نسبت به این دبیرخانه و نقش اساسی آن داشت تا در فضایی رو به پیشرفت و قانونمند، از هر گونه نگاه سلیقهای و غیرشفاف فاصله بگیرد.



