ما قادر به رقابت با قدرت‌های بزرگ فوتبال نیستیم/ بازیکنان ما در دنیای مجازی درخشان هستند اما در حقیقت چندان مطرح نیستند/ حتی مهدی طارمی در یک تیم نسبتاً ضعیف اروپایی فعالیت می‌کند

طبق گزارشی از خبرآنلاین، علی موسوی، مهاجم پیشین استقلال و تیم ملی ایران در مصاحبه‌ای که با روزنامه «ایران» داشته، به این موضوع اشاره می‌کند: «از آنجا که تیم ملی و باشگاه‌های ایرانی در چند سال اخیر نتوانسته‌اند به سکوهای آسیا دست یابند، انتظار داشتن بازیکنان ایرانی در تیم منتخب سال آسیا منطقی نیست.»

با اینکه تیم ملی فوتبال ایران در رده بیستم برترین‌های فیفا قرار دارد، اما چرا هیچ یک از بازیکنان ما در فهرست تیم منتخب آسیا ۲۰۲۵ دیده نمی‌شوند؟
این مسئله واقعاً عجیب نیست. در ۱۴ سال گذشته که هرگز قهرمان آسیا نشده‌ایم و حتی به مقام‌های دوم یا سوم این قاره نیز دست نیافته‌ایم، یا باشگاه‌هایمان در مسابقات آسیایی به سکو نرفته‌اند و تنها افتخار ما حضور در جام جهانی است، نمی‌توان انتظار داشت که بازیکنانی از ایران در جمع بهترین‌ها جای بگیرند.
آیا شما معتقدید که این ناکامی‌ها ناشی از نتایج فوتبال ما در آسیا هستند؟
بله. در سال ۱۹۹۶ که تیم ما به مقام سوم آسیا رسید، پنج بازیکن به تیم منتخب راه پیدا کردند. در سال ۱۹۹۸، بعد از قهرمانی در آسیا، تقریباً تمامی بازیکنان در تیم منتخب آسیا قرار داشتند. اما اکنون، زمانی که نه تیم ملی و نه هیچ یک از باشگاه‌های ایرانی روی سکو نمی‌روند، نباید انتظار داشته باشیم که بازیکنان ما در جمع برترین‌ها قرار بگیرند. این اتفاق، نمایانگر عدم پیشرفت و حتی افت فوتبال ماست در حالی که کشورهای آسیایی دیگر به سرعت در حال پیشرفت هستند.

آیا واقعاً غیبت بازیکنان ایرانی در تیم منتخب آسیا مسأله‌ای غیرتصادفی است؟
خیر. بازیکنان ما ممکن است در دنیای مجازی به عنوان ستاره‌های بزرگ شناخته شوند، اما در واقعیت، فاقد افتخارات و مقام‌های مهم هستند و اکنون در سایه موفقیت‌شان در جام جهانی تنها خواب می‌بینند.

چرا با اینکه در گذشته فوتبال ایران تعداد زیادی لژیونر در لیگ‌های معتبر اروپایی داشت، اکنون خبری از بازیکنان ایرانی در تیم‌های صاحب‌نام اروپایی نیست؟
امروزه هر بازیکنانی که در لیگ‌های خارجی مشغول به بازی هستند، با عنوان لژیونر شناخته می‌شوند؛ حتی اگر در لیگ‌هایی مانند افغانستان یا مالدیو بازی کنند. در حالی که لژیونر واقعی به بازیکنی اطلاق می‌شود که در تیم‌های رده بالای لیگ‌های معتبر اروپایی همچون آلمان، انگلیس، اسپانیا و ایتالیا حضور داشته باشد. روزگار کنونی برای هر فوتبالیستی که مدیر برنامه داشته باشد، این امکان فراهم است که در لیگ‌های هلند، پرتغال و مشابه آن فعالیت کند. در لیگ روسیه نیز تنها دو تیم در سطح بالایی بازی می‌کنند و باقی تیم‌ها در حد باشگاه‌های لیگ برتر ایران هستند. فوتبال‌دوستان ژاپنی و کره‌ای در تیم‌های معروف جهانی فعالیت می‌کنند و حتی بازیکنان عربستانی با وجود وجود لیگ داخلی قدرتمند، در تیم‌های معتبر اروپایی به میدان می‌روند. فوتبال ایران بیشتر به حواشی معطوف است و با وجود پول‌های اختصاص یافته، موفق به پرورش استعدادهای قابل توجهی نشده‌ایم.

چرا اجازه می‌دهیم چنین وضعیتی ادامه داشته باشد؟
بی‌برنامگی از رده سنی نوجوانان تا بزرگسالان در فوتبال ایران به وضوح حس می‌شود. در حالی که در فوتبال جهانی برنامه‌ریزی از سطوح پایه شروع و تا رده بزرگسالان ادامه می‌یابد، در ایران این گونه نیست. بازیکنی که در رده نوجوانان درخشش داشته، ناگهان ناپدید می‌شود و کسی از او خبری ندارد. به همین ترتیب، بازیکنی که در تیم امید توجه‌ها را جلب می‌کند، بدون آنکه فرصتی برای پیشرفت پیدا کند، به فراموشی سپرده می‌شود. عدم برنامه‌ریزی موجب می‌شود که بازیکنان رده‌های پایه به حال خود رها شوند. در ایران نه تنها برنامه‌ای برای بازیکنان پایه وجود ندارد، بلکه امکاناتی که به آن‌ها ارائه می‌شود نیز در سطح پایینی قرار دارد و قابل مقایسه با زیرساخت‌های آکادمی‌های معتبر جهانی نیست. با این کیفیت نمی‌توانیم در برابر غول‌های آسیایی و تیم‌های بزرگ جهان رقابت کنیم.
حتی مهدی طارمی و سردار آزمون، دو لژیونر و ملی‌پوش برجسته نیز در ترکیب منتخب آسیا قرار ندارند. مهدی طارمی در یونان بازی می‌کند، جایی که به طور کلی به عنوان یکی از لیگ‌های درجه دو اروپا شناخته می‌شود و نمی‌توان انتظار داشت که او به تنهایی بار تیم ملی را به دوش بکشد. وی هرچند قبلاً بسیار موفق بود، اما در حال حاضر با توجه به سن و سالش، متأسفانه نمی‌تواند مانند گذشته عملکرد داشته باشد. با این روند، به وجود آوردن شرایط نگران‌کننده‌ای برای فوتبال ایران چندان دور از ذهن نیست. علیرضا جهانبخش نیز در یک سال اخیر افت محسوسی داشته است.

آیا منظور از امکانات، نبود زمین چمن استاندارد است یا مربی؟
به جز زیرساخت‌ها، ما حتی مربیان کاربلد در آکادمی‌ها و مدارس فوتبال نداریم. معمولاً آموزش بر عهده مربیانی قرار می‌گیرد که نه تنها فوتبال بازی نکرده‌اند، بلکه اصول آموزش را نیز نمی‌دانند. در لورکوزن، زمانی که دوران بازی یک فوتبالیست به پایان می‌رسد، او به کار در آکادمی و مدارس فوتبال باشگاه مشغول می‌شود، اما چنین فرهنگی در ایران وجود ندارد. در آنجا ۲۲ مربی وجود دارند و در ایران ۱۲۰ نفر. باوجود اینکه آکادمی‌ها در ایران درآمد خوبی دارند، اما به صورت حرفه‌ای روی بازیکنان کار نمی‌کنند. بازیکن‌سازی عملاً فراموش شده و دوران آموزش فوتبال به بچه‌ها به شکل اصولی به خوبی انجام نمی‌شود. اغلب تمرین‌ها در بدترین ساعات روز و روی چمن مصنوعی برگزار می‌گردد؛ تمام این اشتباهات تأثیر منفی خود را می‌گذارد.

قبلاً که مدارس فوتبال و آکادمی‌ها وجود نداشتند، استعدادها بیشتر از حالا بودند. آیا اکنون استعداد نداریم؟
شرایط گذشته کاملاً متفاوت بود. زمین‌های خاکی در دسترس بود که بازیکنان می‌توانستند ساعت‌ها در آن به بازی بپردازند؛ زمین‌هایی که نبود مدارس فوتبال را جبران می‌کرد و تأثیر بسزایی در پیشرفت تکنیکی بازیکنان داشت. آنقدر بازیکنان تمرین می‌کردند که فوتبالیست‌های ماهر به باشگاه‌ها معرفی می‌شدند، اما اکنون خبری از زمین‌های مناسب نیست. تنها مدارس فوتبال وجود دارند که در آن‌ها هیچ اقدام جدی به منظور استعدادیابی انجام نمی‌شود و بازیکنان عمدتاً با پشتیبانی مالی والدین یا به شکل سفارشات به سطح بالا می‌رسند؛ بازیکنانی که معمولاً به لحاظ تکنیکی در سطح قابل قبولی قرار ندارند.

23302

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا