آیا نظری جویباری و درویش به استقلال و پرسپولیس بازمی‌گردند؟/ این مدیران ناکام چه ارزشی برای فوتبال خواهند داشت؟

روزنامه جوان اشاره کرده است که دو باشگاه که هر یک مقادیر قابل توجهی از پول را برای تشکیل تیم‌های خود با بازیکنان داخلی و خارجی کم‌کیفیت هزینه کرده‌اند، اکنون به فکر استفاده مجدد از دو مدیر ناکارآمد پیشین هستند.

موضوع باشگاه استقلال جدی‌تر به نظر می‌رسد و علی نظری‌جویباری به‌طور جدی به عنوان گزینه مدیرعاملی آبی‌ها مطرح است. سوابق او در زمان مدیریت هلدینگ خلیج‌فارس سرشار از موارد سوءمدیریت است که فراتر از اشتباه‌های ساده به نظر می‌رسد. نظری‌جویباری زمانی وارد عرصه شد که موسیمانه از تیم رفت.

ماجرا زمانی آشکار می‌شود که این مدیر هم مانند مدیران قبلی به وسیله مذاکرات ظاهری و گزینه‌های بی‌اساس، توجه‌ها را به خود جلب کرد، به‌طوری‌که استقلال به دنبال رؤسای بزرگی چون استراماچونی، ماتزاری، پسیرو و فیروز کریمی گشت و درنهایت به میودراگ بوژوویچ، مجتبی جباری و کاریله رسید! اما در نهایت سرمربی جدید تیم زین‌الدین ساپینتو شد.

ورود یک سخنگوی جنجالی و آغاز همکاری سیدورف با استقلال نیز در دوره مدیریتی نظری‌جویباری رقم خورد. شکایت کاریله از استقلال به فیفا و درخواست غرامت چند میلیون دلاری از این باشگاه نیز به نوعی نتیجه عملکرد نظری‌جویباری به حساب می‌آید.

در مورد رضا درویش، مدیرعامل پیشین پرسپولیس نیز باید گفت که سوابقش مشخص است، اما به دلایلی نامشخص، گفته می‌شود او باز هم قصد دارد به این باشگاه بازگردد. استخدام مربیان ضعیف خارجی تنها یکی از نقاط ضعف درویش به شمار می‌رود. اما اخیراً شنیده‌ها حاکی از این است که او ارتباط نزدیکی با مدیران کنسرسیوم بانکی دارد و ممکن است این بار به عنوان عضو هیئت مدیره به پرسپولیس بازگردد.

رزومه این افراد به وضوح در دسترس است و با یک جستجوی ساده می‌توان به بررسی آن پرداخت. همچنین اخبار این روزها با سرعت فراوان در رسانه‌ها و فضای مجازی به اشتراک گذاشته می‌شود. بنابراین، اگر نام مدیران تکراری مجدداً مطرح شود و بر آن تمرکز شود تا دوباره به سمت‌های قبلی خود برگردند، قطعاً این یک برنامه‌ریزی هدفمند است. در این شرایط کاملاً مشخص است که کارنامه و عملکرد این مدیران برای تصمیم‌گیرندگان و مقامات بالادستی اصلاً اهمیت ندارد. در گذشته نیز این مسائل برای آنها ارزش نداشته است و گرنه به این افراد اجاره نمی‌دادند که فرصت آزمون و خطا داشته باشند یا حداقل بار دیگر سرنوشت دو تیم بزرگ و پرطرفدار را به کسانی بسپارند که خسارت‌های سنگینی بر دوش باشگاه و بیت‌المال گذاشته‌اند.

حضور افراد مورد اشاره که سابقه آزمون خود را دارند، فرصت‌های تکراری را برای دلالان و فرصت‌طلبان فعال در فوتبال ایجاد می‌کند. با این الگو تکراری، مربیان و بازیکنان ناکارآمد هرگز بیکار نمی‌مانند و فقط از یک تیم به تیم دیگر منتقل می‌شوند، البته با قراردادهای نجومی و دستمزدهای کلان. این واقعیت‌ها نیازی به تفصیل ندارد و فعالان این عرصه به تمامی تحولات و نواقص مدیریتی آشنا هستند، اما به نفع‌شان نیست در این خصوص سخن بگویند و تنها زمانی که جایگاه‌شان به خطر می‌افتد صدای انتقادهایشان به گوش می‌رسد. جماعت مدیران ناکارآمد به خوبی از اوضاع آگاهند و با خیالی آسوده به دنبال جلب رضایت مالکان باشگاه‌ها هستند. آنها با آرامش هر طور که بخواهند، امورات را پیش می‌برند و در نهایت، بابت ناکامی تیم، ورشکستگی باشگاه و نارضایتی هواداران هیچ‌گونه مسئولیتی نمی‌پذیرند.

17302

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا