بازیکنانی که در عرصههای دیگر زندگی خود شغف کارگری را دنبال میکنند

شبنم روحی؛ همیشه حضور فوتبالیستهایی که به فعالیتهای دیگری برای کسب درآمد میپردازند، موجب جلب توجه مخاطبان است. برخی از این بازیکنان به کارهایی چون لولهکشی، جمعآوری زباله و کار در کارخانه مشغول هستند که برخی از آنها همچنان به این مشاغل ادامه میدهند.
نیل کنگنی؛ ابزاری برای فرصتی تاریخی
در تاریخ ۱۰ ژانویه ۲۰۲۱، باشگاه مارین که در دسته هشتم قرار داشت، در دور سوم جام حذفی انگلیس میزبان تاتنهام بود. در نیمه اول، زمانی که گلها هنوز به ثمر نرسیده بودند، کنگنی از فاصلهای دور شوتی به سمت دروازه زد. این توپ از دستان جو هارت عبور کرد اما به تیرک افقی برخورد کرد. با اینکه تاتنهام با نتیجه ۵ بر صفر پیروز شد، آن شوت به یادماندنی در تاریخ این مسابقه حک شد. کنگنی در آن زمان تنها ۲۰ سال داشت و قبلاً در ردههای پایه روچدیل بازی کرده بود و حالا به فوتبال خارج از لیگهای حرفهای رسیده بود. در مصاحبهای با تیمساید کورسپاندنت گفت که روزها مشغول کار است و تنها دو شب در هفته تمرین میکند. او همچنین به یادگیری لولهکشی به عنوان مهارتی برای آیندهاش پرداخته بود. در زندگی این بازیکن، باید زمان تمرین با ساعات کاری هماهنگ شود. کنگنی همچنان امیدوار بود که به فوتبال تمام وقت برگردد، اما در عین حال به یادگیری یک مهارت فنی نیز توجه ویژهای داشت. نکته مهم در داستان او این است که داشتن یک شغل دوم به معنای ترک بلندپروازیهای فوتبالی نبود. او به تلاش برای پیشرفت در فوتبال ادامه داد و هم برای آیندهای آماده میشد که شاید درآمد اصلیاش از میادین ورزشی تأمین نشود.
جیمز باریگان؛ رفتگری که با تاتنهام دیدار کرد
کنگنی تنها بازیکن مارین نبود که خارج از دنیای فوتبال شغفی داشت. جیمز باریگان، همتیمی او در همان مقطع، بهعنوان کارگر جمعآوری زباله در لیورپول فعالیت میکرد. شبکه ITV در گزارشی در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۲۱، دو روز پیش از مسابقه، باریگان را به عنوان بازیکنی معرفی کرد که در طول هفته به جمعآوری زباله میپرداخت و در آخر هفته برای مارین بازی میکرد. این گزارش به اهمیت هماهنگی اعضای تیم با مشاغل تماموقت اشاره داشت. باریگان نیز درباره شگفتیاش از مواجهه با حریف لیگ برتری صحبت کرده بود. او در ترکیب اصلی مارین مقابل تاتنهام قرار گرفت و نامش در گزارش رسمی مسابقه کنار بازیکنانی درج شد که در آن روز مقابل تیم تحت سرپرستی ژوزه مورینیو به میدان آمدند. این مسابقه برای مارین فرصتی بینظیر بود، اما تفاوت میان دو تیم تنها به رتبه و توانایی فنی مربوط نمیشد. یک طرف بازیکنانی بودند که شغل شان فوتبال بود و طرف دیگر، کسانی که برای ادامه فعالیت ورزشی خود ناچار به حفظ شغل روزانهاش بودند. باریگان نمونهای بارز از این زندگی دوگانه بود؛ پیراهن مارین، بخشی از هویت او را تشکیل میداد و شغل خدمات عمومیاش، جزء دیگر. برای شناخت چنین بازیکنی، آمار گل یا تعداد بازیها کافی نیست؛ باید دانست که در زمانهایی که بازی در کار نبود، روزش چگونه سپری میشد.
کنی استریکلند و جاش دیویس؛ دو کارگر ساختمانی در دنیای فوتبال
کنی استریکلند که تاریخچهای در ردههای پایه منچستریونایتد دارد، در آن دوره به عنوان نقاش و دکوراتور ساختمان مشغول بود. جاش دیویس نیز در حوزه کارهای مرتبط با خطوط راهآهن فعالیت میکرد. در همان تیم، چند بازیکن، دارای مشاغل دیگری نظیر معلمی و فیزیوتراپی نیز بودند. استریکلند نشاندهنده این نکته است که مسیر یک بازیکن پس از حضور در آکادمی باشگاههای بزرگ الزاما به یک قرارداد حرفهای بلندمدت ختم نمیشود. این امکان وجود دارد که در حین یادگیری فوتبال، در مسابقات رقابتی باقی بمانند و از طریق حرفهای دیگر زندگی بگذرانند.
دنیز اونداو؛ کارگری در کارخانه و اپراتوری دستگاه لیزر
اونداو که برای هاولزه در دسته چهارم آلمان بازی میکرد، همزمان در کارخانهای مشغول به کار بود. بر اساس گزارشی که در فوریه ۲۰۲۲ در سایت رسمی برایتون منتشر شد، روزی هشت ساعت به عنوان اپراتور دستگاه لیزر کار میکرد و صبح زود، تقریباً ساعت چهار از خواب بیدار میشد، به محل کارش میرفت، سپس تمرین میکرد و تا حوالی ساعت هشت شب به خانه برمیگشت. دلیل این وضعیت روشن بود؛ درآمد فوتبال به تنهایی برای تامین هزینههای زندگیاش کافی نبود.
جونیور مسیاس برزیلی که در ایتالیا کار میکند؛ تحویلدهنده یخچال
مسیاس در سال ۲۰۱۱ از برزیل به ایتالیا مهاجرت کرد. در سالهای ابتدایی، کار تحویل یخچال و لوازم خانگی را با بازی فوتبال آماتور تلفیق میکرد؛ به این معنا که کارگری و فوتبال برای او دو فعالیت همزمان بود. به تدریج به ردههای بالاتر صعود کرد و به میلان رسید. در نوامبر ۲۰۲۱، در نخستین حضورش در لیگ قهرمانان اروپا، گل پیروزی میلان را در برابر اتلتیکومادرید به ثمر رساند. گزارشی که رویترز منتشر کرد، این سفر را از تحویل یخچال تا گلزنی در لیگ قهرمانان نقل میکند.
استیو ساویدان؛ رفتگری در کنار فعالیتهای فوتبالی
ساویدان در مصاحبهای در سال ۲۰۰۶ توضیح داد که در زمان بازی برای آنژه و آنگولم، وضعیت حرفهای تماموقتی نداشت. برای تامین مخارج زندگی خود و خانوادهاش، نیاز داشت که بیرون از فوتبال نیز کار کند؛ یکی از این مشاغل رفتگری بود. نکته مهم در صحبتهای او این است که سطح مسابقات به تنهایی وضعیت معیشتی یک بازیکن را تعیین نمیکند: ساویدان بیان کرد که در والنسین، در همان سطح رقابتی، قرارداد حرفهای داشت ولی در باشگاههای قبلیاش ناچار بود به شغل دوم روی آورد. این موضوع، برای گزارش یادداشت، دارای نقل قولی مستقیم و توضیح اقتصادی خاص است و نیازی به بازسازی داستان با تعبیرات غیرواقعی ندارد.
کارلوس باکا؛ دستیار اتوبوس و فروشنده بلیت
باکا پیش از ورود به دنیای فوتبال حرفهای، در کنار بازی در حال فروش بلیت اتوبوس و جمعآوری کرایه در مسیر بارانکیا به پورتو کلمبیا بود. او همچنین به پدرش در کار ماهیگیری کمک میکرد. این سابقه در وبسایت رسمی لالیگا به ثبت رسیده است. بنابراین، برای نوشتن درباره او مناسب است از عنوان دقیق «دستیار و فروشنده بلیت اتوبوس» استفاده شود؛ عنوان «راننده اتوبوس» چندان درست نیست. پرونده باکا داستانی از زندگی روزمره را به تصویر میکشد: بازیکنی که پیش از به دست آوردن قرارداد حرفهای، درآمدش را از مشاغل خارج از زمین تامین میکرد.
فرودی بنیامینسن؛ نجاری در کنار بازیهای ملی
این مورد تنها به فوتبال آماتور محلی محدود نمیشود. بنیامینسن، بازیکن تیم ملی جزایر فارو، نجار بود. یوفا در گزارشی در سال ۲۰۱۳، داستانی از برایان کر، سرمربی پیشین جزایر فارو، نقل کرده است: پس از دیدار مقابل فرانسه، صبح روز بعد، رئیس فدراسیون در حدود ساعت هشت با بنیامینسن روبرو شد؛ بازیکن مشغول جمعآوری تابلوهای تبلیغاتی اطراف میدان بود. این بازیکن یک روز در مقابل فرانسه بازی میکند و صبح روز بعد، برای انجام وظایفش به همان ورزشگاه بازمیگردد.
استوارت دالاس؛ نجاری که به دالاس میپردازد
در دوران فوتبال نیمه حرفهای در ایرلند شمالی، او نیز به صورت همزمان نجاری میکرد. اسکای اسپورتس در گزارشی در سال ۲۰۱۵ نوشت که او از ساعت ۹ تا ۵ در یکی از کسبوکارهای خانوادگی کار میکرد و در عین حال فوتبال را به صورت پارهوقت دنبال میکرد. او بعداً به برنتفورد و سپس لیدز انتقال یافت.
دن کرینی و کایل فین؛ دو بنا در تیمی که تاتنهام را متوقف کرد
تاتنهام دوباره در جام حذفی با تیمی مواجه شد که تعدادی از بازیکنانش در کنار فوتبال، مشاغلی داشتند: تامورث. در معرفی اعضای این تیم قبل از مسابقه در ژانویه ۲۰۲۵، دن کرینی به عنوان «بنا و کارگر ساختمانی» و کایل فین به عنوان «بنا» توصیف شدند. جذابیت این معرفی، از زبان جردن کالینانلیبرد، همتیمی آنها، گفته شد؛ نمایی از رختکن که اعضای آن، در کنار نقش فوتبالیشان، به مشاغل مختلف نیز مشغول بودند. تیم تامورث در تاریخ ۱۲ ژانویه، توانست تاتنهام را در ۹۰ دقیقه بدون گل متوقف کند. گرچه آنها در وقت اضافه سه گل دریافت کردند و نتوانستند صعود کنند، اما برای رسیدن به این پیروزی باید فراتر از زمان عادی تلاش میکردند. این دیدار نمونهای شفاف از تفاوتهای بین دو گروه بازیکنان بود. کرینی و فین در زمانی برابر با حریف لیگ برتری قرار گرفتند که کار ساختمانی نیز بخشی از زندگی آنها بود. فوتبال برای آنها جدی و رقابتی بود، اما تمام زندگی حرفهایشان را در بر نمیگرفت. گاهی روایت رسانهای از این بازیکنان به شگفتی یک روز محدود میگردد: «بناها مقابل ستارهها». اما اساس موضوع در جریان روزهای عادی جالبتر است.
جیمی واردی؛ نمونهای از رهاشدن از زندگی دو شغله
در کنار بازیکنانی که در دورههای مختلف به طور همزمان کار میکردند و فوتبال بازی میکردند، جیمی واردی به عنوان یک مثال شاخص از حرکت به سمت فوتبال تماموقت شناخته میشود. اسکای اسپورتس در گزارشی در سال ۲۰۱۷ نوشت که واردی هنگام بازی برای استاکسبریج پارک استیلز، تنها ۳۰ پوند در هفته از فوتبال درآمد داشت و همزمان در یک کارخانه فیبر کربن مشغول بود. او سپس به هالیفاکس و فلیتوود پاس رفت و در سال ۲۰۱۲ به لستر پیوست؛ مسیری که منجر به قهرمانی در لیگ برتر و دعوت به تیم ملی انگلیس شد. او در دوران فعالیتش در سطوح پایینتر کارگر کارخانه بود.
251251





