مدیر باشگاه تراکتور باید در قبال شعارهای ضدملی و تفرقهافکن تیمش مسئولیتپذیر باشد

روزنامه جوان به واقعیتهای تلخی که در ورزشگاه سیروس قایقران بندرانزلی به وقوع پیوسته اشاره کرد و این رویدادها را لکهای سیاه بر تاریخ فوتبال ایران قلمداد نمود. این مسائل باید به هر نحو ممکن مهار شود، اما نکتهای کلیدیتر، حفظ یکپارچگی ملی و تمامیت سرزمینی کشور است که نباید به خاطر توهینهای رکیک و فحاشیهایی که در ورزشگاه انزلی و سایر مکانها به گوش میرسد، تحت الشعاع قرار گیرد.
تیم تراکتور بهخوبی حق داشت زمین مسابقه را ترک کند، چراکه بازیکنان این تیم مورد اهانت و شعارهای نژادپرستانه تعدادی از تماشاگران ملوان قرار گرفته بودند. خروج تراکتور بهعنوان اقدامی مؤثر برای جلوگیری از تکرار این رفتارهای ناپسند، کاملاً قابل دفاع و قابل حمایت است. اما سؤالی که در این روزها باید از مسئولان همیشگی و ادعایی باشگاه تراکتور پرسید، این است که پاسخگویی به افکار تفرقهافکنانه و تمایلاتی که مدتهاست از طرف برخی هواداران این تیم مطرح میشود، چگونه امکانپذیر است. شعارهایی که البته در دیگر ورزشگاهها نیز به گوش میرسد.
باشگاه تراکتور و مالک آن در بیانیههای تند و قاطعی که بارها صادر کردهاند و بهخصوص پس از رخدادهای بندرانزلی با شدت بیشتری نیز مطرح شده، به آشکارا از موضع خود در زمینه مبارزه با تبعیض، تحقق عدالت و بهبود فرهنگ فوتبال ایران دفاع کردهاند. آنها میگویند که مأموریت اصلی تراکتور در این فصل ترویج این مسائل است.
در بیانیههای منتشره از سوی باشگاه و مالک آن آمده است: «ما با عزم و ارادهای قوی در تلاش برای تحقق این هدف هستیم و نمیگذاریم که حوادث اخیر، مانند گذشته، بهسرعت به فراموشی سپرده شود و همهچیز دوباره به روال سابق خود بازگردد. باشگاه تراکتور و اعضای آن در ماههای اخیر، بهویژه در زمان جنگ، همواره بر حفظ منافع ملی، تقویت همبستگی ملی و دفاع از تمامیت ارضی کشور تأکید کردهاند. همان مردمی که امروز مورد توهین قرار میگیرند، همان افرادی هستند که در طول تاریخ، در برابر جنگ هشتساله و حتی در همین جنگ ۱۲روزه که تبریز بیشترین فشار را تحمل کرد، از کشور دفاع کردند. از دل همین جامعه، قهرمانانی چون شهیدان باکری و باقری برخاستند؛ همانطور که تمامی اقوام ایران در دفاع از این سرزمین نقشآفرینی کردهاند.»
این اظهارات همگی بهجاست. رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها از آذربایجان بهعنوان «سر ایران» یاد کردهاند و بر هیچکس پوشیده نیست که دلاوریها و جانفشانیهای مردم این منطقه از کشور روشن و مبرهن است، اما سؤال این است که چگونه با این حجم از شواهد واضح، شعارهای «پانترکیسم» از طرف تماشاگران تراکتور شنیده میشود؟ چرا کسی در ورزشگاه فریاد بزند که «آستارا و گردنه حیران متعلق به آذربایجان است»؟ هیچکسی توهین و فحاشی را توجیه نمیکند. تمام باشگاهها، با پیشوند فرهنگی که در نامشان دارند، باید قادر باشند هواداران خود را کنترل نمایند و دیگر شاهد فحاشی در ورزشگاهها نباشیم، اما همزمان نباید در برابر تهدید تمامیت ارضی کشور سکوت کنیم.
باشگاه تراکتور و مالک محترم آن، که پیوسته از تاریخ ایران و شهیدان بزرگ تبریز و آذربایجان و تمامیت سرزمین سخن میگویند، باید به وضعیت هواداران خود هم دقت کنند. هوادارانی که سالهاست با پرچمهای بیگانه و نمادهای قومیتطلبانه به ورزشگاهها میآیند و متأسفانه کسی نیست که آنها را مهار کند. مسئولان تراکتور و مالک محترم این باشگاه یا نمیشنوند که برخی از هوادارانشان چه شعارهایی مطرح میکنند یا به شکل تعمدی خود را به نادیده گرفتن آنها مشغول کردهاند و تنها به فحاشیها و اهانتهای طرف مقابل توجه میکنند.
کشور عزیز ما، ایران، در میان جنگی تمامعیار با آمریکای بیدادگر و رژیم صهیونیستی قرار دارد؛ جنگی که وحدت و انسجام ملت ایران، به فرمایش رهبر شهیدمان، سبب برتریهای کشور در برابر دشمان گشته است، اما بهنظر میرسد عدهای در تلاشاند تا این اتحاد ملی را بهطرز غیرقابل قبولی خدشهدار کنند، حتی در سکوهای فوتبال. افرادی که شاید برای ایجاد اختلال در فضای کشور از طرف دشمنان قسمخورده ایران و ایرانی، تدابیر و دستوراتی دارند. باید بهطور قاطع اعلام کرد که ما بر سر تمامیت ارضی کشورمان با هیچکس قبول نداریم، پس باید با این رفتارها، مانند فحاشیها، مقابله کرد؛ چراکه اگر جلوی این نقشهها گرفته نشود، احتمال دارد در دیگر ورزشگاهها نیز شاهد شعارهای قومیتی مشابهی باشیم.
17302



