با هروه رنار توافق کرده بودم اما تاج ویلموتس را کرد/هرگز ادعا نکردم که فرهاد مجیدی دوپینگ داشته اما…

سعید آقایی – سپهر ستاری؛ عباس ترابیان، یکی از چهره‌های شناخته‌شده در فوتبال ایران، سابقه طولانی در فدراسیون فوتبال دارد. او در دوران فعالیتش به عنوان رئیس کمیته روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال، رئیس کمیته فوتسال و سرپرست تیم ملی بزرگسالان وظایف مهمی را برعهده داشته و به همین خاطر به یکی از جعبه‌سیاه‌های تاریخ فوتبال ایران تبدیل شده است. زمانی که کارلوس کی‌روش به عنوان سرمربی تیم ملی ایران شد، ترابیان یکی از معدود افراد مورد اعتماد او بود، اما متأسفانه به زودی میان آنها اختلافات بوجود آمد و این همکاری پایان یافت.

ترابیان به تازگی به عنوان رئیس سازمان فوتبال استقلال منصوب شده‌ بود، اما به طرز ناگهانی و پس از بروز مشکلاتی با مدیران باشگاه، از سمت خود برکنار شد. این اتفاق دلخوری زیادی برای او به همراه داشت و او نسبت به رفتار مدیران استقلال انتقاداتی را مطرح کرد.

چند روز پیش، ترابیان مهمان کافه‌خبر بود و در گفت‌وگوی اختصاصی با «خبرآنلاین» درباره تجربیات مدیریتی‌اش در فوتبال ایران صحبت کرد:

یکی از خاطرات بارزی که درباره شما وجود دارد مربوط به کارلوس کی‌روش است؛ به یاد داریم که پس از شکست تیم ملی در جام ملت‌های آسیا ۲۰۰۷، تصمیم به استخدام یک مربی خارجی گرفته شد. جنجال‌های زیادی در این راستا به‌وجود آمد و حتی برای خاویر کلمنته کنفرانس مطبوعاتی برگزار شد، اما در نهایت شما و کارلوس کی‌روش درباره المپیک توافق کردید. لطفا درباره این روند و این تجربیات توضیح دهید.

در دوره‌ای که کلمنته به ایران آمد، من هنوز به صورت کامل در فدراسیون فعالیت نمی‌کردم و به ویژه در زمینه‌هایی که به ارتباطات بین‌الملل مربوط می‌شد، دخالت چندانی نداشتم. آن زمان فدراسیون فوتبال و رویه‌های آن به شکل فعلی نبود و به هیچ وجه روندهای کاری مشخصی در این خصوص وجود نداشت. وقتی توافقی به طور کامل منسجم نشده و شما هنوز به آن به‌طور جدی رسیده‌اید، نمی‌توانید آن را رسانه‌ای کنید و به نوعی در تلویزیون نظر عمومی ایجاد کنید که طرف اصلی، به‌طور قطع به عنوان سرمربی تیم ملی خواهد بود. قطعاً اگر او حرفه‌ای بود، توقع می‌رفت که از موضع بالایی به این مطلب نگاه کند.

آقای کلمنته به نوعی از موضع بالا با شما تعامل کرد و در نهایت، او می‌توانست تصمیم به ترک کند یا بگوید که فقط به عنوان سرمربی پروازی خواهد بود. این موضوع برای کشوری که به دنبال یک سرمربی برای تیم ملی خود است، به لطف نیست.

کشوری که همیشه اگر در صدر آسیا نبوده، در رده‌های دوم و سوم قرار داشته است. بعد از این حوادث و ورود به فدراسیون فوتبال، به ویژه همکاری با آقای کفاشیان و سایر دوستان، موضوع استخدام یک مربی کارآزموده و با تجربه مطرح شد. یک کمیته فنی تشکیل شد که در آن افراد با تجربیات ارزنده‌ای همچون آقای محصص حضور داشتند و من نیز به عنوان یکی از اعضای کمیته، بیشتر بر کارهای بین‌المللی متمرکز بودم. در این کمیته سه گزینه در نهایت نهایی شدند که یکی از آنها، کسی بود که قرار بود سرمربی تیم ملی انگلستان شود و هم‌اکنون در قيد حيات نیست. «اسون گوران اریکسن»، که هنوز پاسپورتش را به یادگار دارم.

آیا به جز اریکسن و کی‌روش، گزینه دیگری نیز داشتید؟

بله؛ گزینه‌های دیگری مانند بورا میلوتینوویچ و کی‌روش نیز مطرح شد، اما در نهایت کمیته فنی به کی‌روش رأی مثبت داد. دلیل این تصمیم نیز به خاطر سوابق ممتازی بود که از کی‌روش داشتیم، از جمله تجربه‌اش در منچستریونایتد و رئال مادرید. تمام این جزئیات با دقت مورد بحث قرار گرفت. ما یک چارچوب مشخص برای مجموعه تصمیمات داشتیم که شامل پرسش‌های مختلف از جمله وضعیت شخصیتی و جسمانی شخص بود. بنابراین، اگر خاطرتان باشد، روند جذب کی‌روش کمی زمان‌بر شد.

ما خواهان این بودیم که تمام جوانب را مد نظر قرار دهیم و سپس وارد عمل شویم. نمی‌خواستیم دوباره دچار اشتباه مشابه کلمنته شویم و من به یاد دارم که مسئولیت مذاکره با آقای کی‌روش بر عهده من گذاشته شده بود. به او گفتم که اگر به هر دلیلی تصمیم‌مان افشا شود، دیگر نمی‌توانیم کل مجموعه را ادامه دهیم. نمی‌خواستم که او به سمتی برود که قیمتش بالا برود و می‌خواستم که تمامی تعاملات به آرامی پیش برود.

اولین قراردادی که کی‌روش با فدراسیون بسته بود، چه مقدار بود؟

اولین قراردادش به نظر می‌رسد حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار دلار بود.

شما به نظر می‌آید که با دو مربی دیگر نیز صحبت‌هایی انجام داده‌اید؛ زیرا شما اشاره کردید که پاسپورت «اسون گوران اریکسن» را هنوز دارید. این صحت دارد؟

بله؛ حتی در ادامه یک مربی دیگر که در آن زمان مربی ژاپن بود، خود را به برقراری ارتباط نشان داد و من با او نیز صحبت‌هایی انجام دادم، اما او نتوانست به برخی از سوالات دفترچه پاسخ دهد. تنها کسی که تقریباً به تمامی سوالات پاسخ داد، کارلوس کی‌روش بود. پس از آن به آقای کفاشیان گفتم که من حالا متوجه شدم که چارچوب کار چیست و می‌خواهم جلو بروم، ولی باید این را با یکدیگر تمام کنیم. گفت مطمئن باش که هیچ‌کس نخواهد فهمید. آن زمان تاج نائب رئیس و نبی دبیرکل بودند و ما به این‌ها هم نگفته بودیم و خیلی هم از من دلخور بودند ولی چاره‌ای نبود زیرا ما می‌خواستیم این کار انجام شود.

شروع مذاکرات من با وکیل کی‌روش، که برزیلی بود و با کارلوس کاروالیو که دستیار و عامل او محسوب می‌شد، آغاز شد. ما اولین ملاقات‌مان را در فرودگاه فرانکفورت انجام دادیم و یک مکان مناسب و خلوت داشتیم. آنجا در مورد متن قراردادی که از قبل آماده کرده بودیم با او صحبت کردم و او به کلیات آن هیچ اعتراضی نداشت، فقط گفت که مقداری متفاوت است.

گفتم که این فرمت با فرمت‌های معمول جاهای دیگر متفاوت است زیرا آنچه را که در نفت یاد گرفته بودم، در این قرارداد لحاظ کرده بودم و ناامنی‌هایی نیز درباره بندهای دیگر آن داشتیم. ملاقات بعدی ما در قطر بود که نیز در آنجا با یکدیگر دیدار کردیم.

با توجه به اینکه در قطر ایرانیان زیادی وجود دارند و ما نمی‌خواستیم که مذاکراتمان لو برود، در کنسولگری قرار گذاشتیم و گفتیم می‌خواهیم برای تیم ملی لباس بگیریم، یکی از تولیدکنندگان لباس هم باید بیاید و این مورد را بهانه‌ای برای پنهان کردن داستان قرار دادیم و آنجا دلمان خوش بود که کسی هم متوجه نمی‌شد موضوع چیست.

آیا در همان مکان به توافق نهایی رسیدید؟

در آنجا توافقات خیلی خوبی صورت گرفت و در نهایت به مرحله‌ای رسیدیم که من دیدار نهایی را در پرتغال انجام دادم. در آنجا دو نفر از دستیاران او نیز حضور داشتند و پس از صحبت‌های نهایی به تهران بازگشتیم، اما قبل از آن، آقای کی‌روش یک بار به کمپ آمد تا وضعیت آن را ببیند زیرا بسیار نگران بود که وضعیت کمپ چگونه است. این موضوع به ما کمک زیادی کرد که کمپ آمادگی خود را بهبود بخشد. او زحمات زیادی برای آماده‌سازی و فراهم کردن امکانات کشید و من همیشه به او مدیون هستم؛ نمی‌توانم این را فراموش کنم. پس از بازدید او از کمپ، بسیار راضی بود و در نهایت قرارداد امضا شد و کار آغاز گردید تا این که همه چیز به جریان افتاد.

یک بار آمدن کی‌روش منتفی شد. دلیل این موضوع چه بود؟

این موضوع در زمانی بود که برخی اتفاقات در کشور پیش آمد و برخی فیلم‌های ناپسند در مورد یک حادثه منتشر شد؛ مبنی بر اینکه کسی زیر ماشین رفته و این قبیل مسائل که بعد از حوادث سال ۸۸ نیز رخ داده بود. آن موقع ترسیدند و ما هم سکوت کردیم، و زمانی که او کشور را ترک کرد، کم‌کم تماس‌هایش شروع شد. من به او گفتم که دوستی‌مان همچنان برقرار است و با یکدیگر در تماس هستیم. به تدریج آرامش برقرار شد و او برگشت و کار خود را به شکل جدی آغاز کرد.

در سال‌های اولیه، کی‌روش به شما اعتماد زیادی داشت؛ فکر می‌کنم شما در فدراسیون فوتبال مورد اعتمادترین فرد کی‌روش بودید. دلیل این اعتماد چه بود؟

دلیل این اعتماد این بود که من به‌طور رک و مستقیم با او صحبت می‌کردم و بدون دور زدن مسائل، حرفم را به او می‌زدم. همچنین، من خودم قرارداد را نوشتم و مفاد قرارداد را به‌خوبی تسلط داشتم و اگر می‌دیدم او به سویی می‌رود، به سادگی به او می‌گفتم. بعد از اینکه او دید من در مورد تمام جوانب با او صحبت می‌کنم و سعی می‌کنم هر چیزی که نیاز دارد را فراهم کنم، خودش از آقای کفاشیان خواست که اگر اجازه بدهید، مدیر تیم ما فلانی باشد. کفاشیان هم به سرعت قبول کرد و من گفتم که بخش بین‌الملل هم به این نقش می‌افتد. او هم گفت خوب، حالا خودت باید به آن نیز توجه کنی ولی بگذار کار جلو برود.

ولی در ادامه، رابطه شما به هم خورد و در مقابل روزهای اول، خوب نماند؛ چه اتفاقی رخ داد؟

من به بندهای قرارداد بسیار حساس بودم و اگر انحرافی رخ می‌داد، بی‌هیچ جنجالی به او می‌گفتم. مثلاً می‌گفتم آقای کی‌روش، در فلان بند چنین صحبت می‌شود و من فکر می‌کنم که این را باید تغییر دهیم و او نیز انسانی حرفه‌ای بود و می‌پذیرفت، اما به تدریج این موارد بیشتر شد.

یک خاطره‌ای هست که من قبلاً نیز مطرح کرده‌ام. در یکی از تمرینات، او موبایلش را که در تمرین همراه آورده بود، جا گذاشته بود و با من تماس گرفت. می‌گویند پرتغالی‌ها همیشه تهاجمی هستند و اگر دو قدم عقب بروید، آنها شش قدم جلو می‌آیند. او از من خواست که سریعاً یک موبایل با مشخصات و ویژگی‌های مدنظرش تهیه شود، و من به او یادآوری کردم که طبق قرارداد ما باید یک موبایل در اختیار شما قرار دهیم و اگر موبایل گم شد، خودت مسئول هستی. آن لحظه او خیلی از من ناراحت شد، اما بالآخره او به منافع خود فکر می‌کرد و من هم به منافع کشورم.

آیا واقعا ماجرای از یک موبایل آغاز شد؟

این فقط شروع ماجرا بود و او از برخورد من بسیار متعجب شد. بعد هم وقتی که برای یک بازی به اندونزی رفته بودیم، دو نفر از بازیکنان به من گفتند که استوک‌هایی که آورده‌ایم برای این زمین مناسب نیست. فردی به نام ابراهیمی که مسؤولیت تدارکات را برعهده داشت، گفت که این دو نفر را به بازار ببرند و برایشان استوک تهیه کنند. بعد، کی‌روش همین مورد را بهانه کرد و این باعث ایجاد تنش شد و تعدادی خبرنگار نیز آن را بیشتر تشدید کردند. همچنین، او به من گفت که در مورد پاداش‌هایی که ارائه می‌شود، پاداش یکی از آنالیزورها که به او نزدیک شده بود، بیشتر شود. من هم به او گفتم که متأسفانه نمی‌توانم چنین چیزی انجام دهم، چون این مسائل از ایران برنامه‌ریزی شده و باید تصمیمات از طرف فدراسیون گرفته شود.

من سعی می‌کردم وارد مباحث مالی نشوم زیرا در نهایت اینها خوب نیست و در این مورد نیز او خیلی عصبانی شد و من هم با این تفاسیر گفتیم که دیگر نمی‌توانیم با هم ادامه دهیم؛ بعد هم پس از بازگشت از اندونزی، پیش کفاشیان رفتم و به او گفتم به این نتیجه رسیدم که دیگر نباید در اینجا باشم.

آقای کفاشیان به ابتدا مخالفت کرد، اما من به او گفتم که این کار به ضرر کشور خواهد بود. چرا که او حقوق خود را می‌گیرد، مربی حرفه‌ای نیز هست و اکنون هم مطبوعات به حرف او گوش می‌دهند و خیلی به من توجه نمی‌کنند. در نهایت، کفاشیان این موضوع را پذیرفت و من جدا شدم، اما این جدایی برخی کینه‌ها را در پی داشت. متأسفم که باید بگویم که برخی افراد در کادر خودمان نیز سعی کردند با کی‌روش ارتباط برقرار کنند و به نوعی خود را به او نزدیک نمایند.

آیا بعد از این اتفاقات، هرگز با او تماسی نداشتید؟

من وقتی از ایران خارج شدم، یک شب تلفن من زنگ خورد و یک شماره عجیب و غریب افتاد که نمی‌دانستم از کجای دنیاست. بله، این شماره از آمریکای جنوبی و کلمبیا بود. به محض اینکه او را دیدم، خندیدم و گفت که جنگ و دعوا نمی‌خواهم و می‌خواهم از شما عذرخواهی کنم. بعد از آن، موضوعاتی را متوجه شدم که او دوست خوبی برای من بود. من نیز پاسخ دادم که متشکرم. تو برای منافع خود تلاش کردی و من نیز برای منافع کشورم. ما هنوز هم دوست هستیم و این آخرین جملاتی بود که میان ما رد و بدل شد و دیگر باری را نمی‌بینم.

با هروه رنار قرارداد بسته بودم ولی تاج ویلموتس را آورد/هیچ‌وقت نگفتم فرهاد مجیدی دوپینگ کرده اما...

در قرارداد اول کی‌روش، مواردی وجود داشت که باعث بحث و جدل شد؛ مثلاً گفته می‌شد که برخی از مفاد قراردادش خیلی کند و غیرمرسوم بوده، نظیر ویزیت هر ۶ ماه یکبار دندانپزشکی یا خشکشویی یا اینکه هر شب باید دو راننده در اختیار باشد؛ نظر شما درباره این مباحث چیست؟

این موارد اصلاً واقعیت نداشتند. ما در قراردادهای خود به طور دقیق باید تمامی تعهداتمان را مشخص می‌کردیم. سعی می‌کردیم در آن قرارداد به همه جزئیات بپردازیم. ما حتی مشخص کردیم که آپارتمانی برای او با امکانات مشخصی تهیه کنیم و مسئولیت خشکشویی بر عهده ما خواهد بود. در تمامی قراردادهای موجود، مسئولیت خشکشویی بر عهده خود طرف است.

ما تعداد بلیط‌های رفت و برگشت را به‌دقت مشخص کرده بودیم و تمامی این موارد بر اساس گفت‌وگوهای من با هیئت رئیسه و به‌خصوص با آقای کفاشیان تعیین شد و سعی کردیم طبق مرسوم عمل کنیم و براساس شرایط تیم ملی پیش برویم که ببینیم او در فواصل بازی‌ها چه برنامه‌هایی دارد. مربیان خارجی وقتی به ایران می‌آیند، تا بازی تمام نشود، نمی‌خواهند بروند و می‌خواهند ۵ روز اینجا بمانند و برگردند. به همین دلیل، برای بلیط‌های رفت و برگشت کی‌روش محدودیت تعیین کردیم. این موارد کاملاً حساب‌شده بود.

آیا درخواست‌های عجیب و غریب کی‌روش چیزی به یاد دارید؟

بله. در یکی از موارد در قراردادش قید کرده بودیم که او باید فقط از امکانات اسپانسرینگ خودمان (از نظر لباس و …) استفاده نماید. تنها کفش او به خود او مربوط بود. کی‌روش بعضاً می‌خواست چیز دیگری بپوشد که این مسئله تنش‌هایی را ایجاد می‌کرد. ما هم می‌گفتیم که اگر در تمرین بدون حضور رسانه‌ها باشید، اشکالی ندارد، اما در زمان تمرینات رسمی باید به این نکته توجه کنید. این مسئولیت در قبال اسپانسر من باید به درستی اجرا شود.

چیزی که بعداً جا افتاد و بر آن تأکید داشتم این بود که شما باید برای فلان برند بروید و تبلیغات انجام بدهید. فدراسیون فوتبال باید مسئول این موارد باشد و در آن زمان که من جدا شدم، به‌ویژه در دور دوم او، با برند کت و شلوار و بانک نیز مشغول تبلیغات بود.

این مباحثی که مطرح کردم، دقیقاً مربوط به دوره دوم قرارداد او در پس از جام جهانی ۲۰۱۴ است که شما آن زمان در مسئولیت نبودید. در آن مقطع جاهایی در بدنه ورزش ایران مطرح شد که گفته شد وزیر ورزش وقت یعنی گودرزی، ظاهراً یک‌بار سر تمرین تیم ملی رفته و خیلی به اندازه‌ کافی مورد توجه او قرار نگرفته و در یک نشست رسانه‌ای هم گفته که این آدم کارگر ماست و ما کارفرماییم و این خیلی عجیب است که در یک مملکتی، یک کارفرما به کارگر دستور می‌دهد و همچنین بعد از جام جهانی گفتند که باید مربی ایرانی بیاوریم و فضای رادیکالی پیش آمد و ازآنجا به بعد گزینه‌هایی معرفی شدند. آیا شما در جریان این مسائل بودید؟

وزیر وقت به خودی خود برخوردهای خوبی داشت. دیدگاه وی در کنابل می‌کرد با یک مدیر بالای فدراسیون از نظر نظامی و ورزشی برخورد کند. وی به‌طور معمول به مسائل مربوط به همکاران توجه کافی نمی‌کرد و تا حدودی از خود بیخود شده بود. من یک بار نوبت ملاقات داشتم که جهت معرفی علیرضا منصوریان ساعت ملاقات مشخصی با او تعیین کرده بودم و در هتل المپیک قرار گذاشتیم. تا اینکه ۲۰ دقیقه گذشته بود و من منتظر بودم و عصبانی شدم و یکی را فرستادم که به او بگوید. وقتی که او آمد، من با تندی در خصوص این موضوع صحبت کردم و متذکر شدم که تو مربی خوبی هستی و باید نسبت به جایگاه خود احترام بگذاری و اگر می‌خواهی از اصول و فرهنگ ما عدول کنی، ممکن است با شکست مواجه شوی.

من به آرامی تذکر دادم و همچنین گفتیم که شما باید بدون فرار از واقعیت، با او همکاری کنی. ما هم با این روند از پیش صحبت کرده بودیم. چند ماه بعد از آن، متوجه شدم که موضعگری او تغییر کرده و با اطلاعات کافی، احساس می‌کنم با این ارتباط صحیح نتیجه‌گیری کردیم. خود آقای او نیز برای کچل کردن فوق‌العاده شلوغ کرد و تشابه رفتار من با او از جانب دیگر باشگاه این مسئله سرش را بی‌موقعی گذاشت.

در زمانی که شما در فدراسیون بودید، مذاکراتی درباره مارادونا نیز مطرح شد. آیا این مذاکره جدی بود؟

نه، این موضوع جدی نبود و من از جزئیات آن هم بی‌خبر بودم. این گونه شایعات نسبت به دیگر مربیان نیز وجود داشت و به نظرم بسیاری از این مباحث بر اساس عوامل غیرمستقیم بوده است.

شما اخیراً در باره فرهاد مجیدی صحبت کرده‌اید. گفته بودید که کی‌روش به دوپینگ او مشکوک بوده؛ خواهش می‌کنم در باره این مسأله توضیح دهید؟

آقای فتح‌اله‌زاده بارها پیگیری می‌کرد که چرا فرهاد مجیدی را دعوت نمی‌کنید؛ تا اینکه یک بار با آقای کی‌روش درباره مجیدی نیز صحبت شد و او به راحتی ابراز کرد که خوب است دعوتش کنید و من خودم متعجب شدم که چطور به این راحتی کی‌روش پذیرش کرد. او انسانی نبود که به این راحتی ما خواسته‌ها را بپذیرد. به‌طور خاص اگر احساس می‌کرد که در کار فنی او دخالت می‌شود. در نهایت، مجیدی به تیم دعوت شد و من خودم در تمرینات می‌دیدم که او در استارت‌هایی که می‌زد، از توان بالایی برخوردار است و همین نشان زیاد سن بالای او نسبت به جوان‌ترها یکی از دلایلی بود که کی‌روش را به شک انداخته بود.

بنابراین، تمرینات مجیدی تحت فشار مضاعف قرار گرفته بود. در همین حین بود که مجیدی آمد و نیاز به انجام یک MRI و یک کار پزشکی دیگر داشت. من به او گفتم که طبق تاییدهای من، باید از سرمربی‌ات گواهی بگیری، زیرا که آن ملاقات داشت و در کل، خود مجیدی گفت اگر به جلسه برود چه می‌شود. من با مسئولیت خود گفتم یک ساعت برو و در هر ساعت دیگر برگرد. لذا او این کار را کرد.

پس از آن من به آقای فتح‌اله‌زاده زنگ زدم و به او گفتم که فرهاد مجیدی همین‌جوری است و شک داشته‌ام که باید یک سابقه قبلی هم داشته باشد. بعد که کی‌روش آمد، جالب است که وقتی گفت دیگر نیامده، اوکی! این من را به فکر فرو برد که چه مسئله‌ای بود و چرا باید این گونه می‌کرد و یک تحلیل داخلی برای خود پرداختم اما به‌صراحت نگفتم که به دلیل دوپینگ است.

با هروه رنار قرارداد بسته بودم ولی تاج ویلموتس را آورد/هیچ‌وقت نگفتم فرهاد مجیدی دوپینگ کرده اما...

کی‌روش نسبت به بازیکنان بسیار حساس بود و اینکه شما اشاره کردید که فرهاد مجیدی را دعوت کردید و دیگر نیامده و گفته اوکی، این برای شما جالب است. چرا که در دوران کی‌روش، با هادی عقیلی و مهدی رحمتی به شدت برخوردهای سفتی داشت. اینکه می‌گویید ساده برخورد کرده و به راحتی است، کمی عجیب است؛ آیا درست است؟

بله، من هم از این موضوع شگفت‌زده شدم و همچنین به تجربیاتم در این زمینه توجه داشتم.

شاید هم از این طریق راضی شده که بی‌دلیل فشار بر عدم دعوت او از تیم کم شده و خود نیز احساس راحتی کند؛ آیا اینگونه بود؟

نه، من به شدت با این دیدگاه مخالفم، چرا که کی‌روش واقعاً اهل اینطور مسائخ نبود و همیشه از آن تاریخ بود تا به بازیکنان مطرح فشار می‌اوردند. البته در گذشته نیز به محض این که برخی افراد احتمالی، ملاقاتی خاص بگذارند، فکر می‌کردند که با این کار ممکن است نظر او را جلب کنند. کی‌روش به من گفت که این رخداد هرکسی آبرویم را برای این تیم سرمایه‌گذاری کردم، پس هیچ‌گونه ریسکی نمی‌پذیرم و من نیز گفتم حق با توست.

کی‌روش حدوداً ۸ سال در ایران بود؛ به نظر شما به عنوان یک کارشناس، ادامه کار او بعد از ۴ سال و حوادثی که پیش آمد، در وضعیتی که شما با روحیات او و حالات فدراسیون آشنا هستید، درست بود یا نه؟

نه، من به یکی از دوستان نیز نظر شخصی‌ام را گفتم. وقتی می‌بینید که در کلمبیا و مصر چه رخداده و آن داستان‌های فنی که گفتند چه بوده، به‌نظر من باید به این نتیجه می‌رسیدید که کی‌روش دیگر نمی‌تواند برای ما درمان باشد.

پس از چهار سال، کی‌روش از ایران رفت و ریاست فدراسیون تغییر کرد و آقای تاج به این سمت منصوب شد. ما بعد از جام ملت‌های ۲۰۱۸، در شرایط دشواری به سمت جام ملت‌های ۲۰۱۹، ناچار به ادامه کار با او شدیم، و سپس در مرحله نیمه نهایی به ژاپن باختیم و به محض برگشت، آقای تاج اشاره کرد که مأموریت کی‌روش به اتمام رسیده و از آن به بعد به دنبال سرمربی جدید خواهیم بود. در آن زمان، نام شما نیز به عنوان کسی که کی‌روش را به فدراسیون ملحق کرده بودید مجدداً میان آمد.

از آنجاییکه مهدی تاج معمولاً درستی سخنان خود را رد نمی‌کند و درباره این موضوع مطرح شده که دوستان آقای وزیر در هلند آقای ویلموتس را به ما معرفی کرده بودند. شما هنگام صحبت می‌کردید که آقای وزیر از شما خواسته این کارها را انجام دهید و به سمت آنها بروید، تسویه‌حساب با وزیر نبوده است؟ چون اینکه شما هم‌زمان با هروه رنار در حال مذاکره بودید و به توافق طبعی رسیدید زیرا از سوی وزیر اختیار داشتید که برایش ناخوشایند بوده و نمی‌پذیرفته که مسیر از یک جا دیگر برود؛ درست است؟

من به سخنان شما اضافه می‌کنم که آقای هروه رنار به ما گفته بود که مجوزات خود را برای زودتر آمدن فراهم می‌کند، اما از یک سو گفته بودند که ما نمی‌خواهیم فیفا دی را از دست بدهیم. تاج به شدت در این پیگیری علاقه‌مند بود و برخلاف نظر کفاشیان و صفایی فراهانی، که بسیار صبور بودند، به شدت فشاری برای تصمیم‌گیری داشتند. وزیری که نام بردید، برای کنار گذاشتن آقای کفاشیان هم برنامه‌ریزی کرده بود.

در حال حاضر که من دورانی بودم و با آقای تاج هم همکاری می‌کردم، متوجه شده بودم که فشاری که او به دیگران وارد می‌کند ذخایر شرکت‌ها را تغییر می‌دهد. حالا اگر هیئتی که برای یک مأموریت به خارج از کشور می‌فرستید، علمی باشد و همه فنون حقوق و پروتكولها آشنا باشد، به راحتی می‌توانند کارها را پیش ببرند. به هیچ عنوان فکر نمی‌کنم که این مسئله تقصیر تاج بوده باشد.

این داستان به این شکل پیش رفت و من به شدت متحیر شدم که در رسانه‌ها به آن پرداخته شد. بعد از وقوع این اتفاقات، مهره‌ای حاکمیت توی فدراسیون به توجیه کارهای تاج برمی‌گردد که من با اطلاع کافی از آنجا نمی‌توانم بگویم حق با کی‌روش جنگ و دعوای چقدر باید بکنیم.

آیا شما و آقای کفاشیان از فشارهایی که با محرومیت مواجه بودید، شاکی بوده‌اید؟

در واقع من از مرحله مختلف فدراسیون عبور کرده‌ام؛ یکی از زمان‌ها که من عضو کمیته بازاریابی نیز بودم، در آنجا تأکید کردم که ما می‌توانیم در فروش سیگنال بازی‌ها حرکت‌های جدیدی را به‌راه بیندازیم. چرا باید تنها در ایران پخش کنیم و چرا در جاهای دیگر نباید پخش شود؟ باید مدیریتی جدی را در این قضایا بیندازیم و اگر تاکتیک‌های مناسب را براساس قوانین فیفا داشته باشید، می‌توانید فعالیت‌های خود را مدیریت کنید، که به آنجا برمی‌گردد.

یکی از دوستان، قبل از ما در بازاریابی، آقای درخشان، روند انجام چنین قراردادهای مربوط به سیگنال بازی را پیش برده بود. با توجه به اینکه ما با شرکتی که بعداً با آن همکاری کردیم، مذاکرات انجام می‌دادیم، درنهایت توافقات لزومی را به امضاء رساندیم. آن زمان صداوسیما با شرکت درخواست داد و اتفاقات غیرمنتظره‌ای پیش آمد. ولی همان زمان، با شرکایی که ما برای همکاری با آنها فرستاده بودیم خیلی صمیمی بودند.

اینها را که گرد هم آوردیم، با هم نظرات قاطع و خوبی به صورت شفاف داشتم. من دیگر احساس می‌کنم مسأله‌ای در حال وقوع بود که نمی‌توانستم به نقاط عطف برسم و تأمین متناوب مربی‌های مطرح را به خاطر یک مدیریت قدرتمند نمی‌توانستم انجام دهم. حتی در کمیته اخلاق در برابر این اتفاقات هم با ما برخورد شد و ما در نهایت، هم از تاریخچه برخوردهای خود و هم از عقبه‌مان بی‌فاصله در برابر آن نظارت کردیم.

علی کریمی، نیز به شما اتهاماتی زده است؛ چه ماجرایی در این باره وجود داشت؟

نه، به واسطه اطلاعات نادرست به علی کریمی اتهاماتی متوجه گردید و he expressed that wanted to understand – was 49thi failure was there late 8th coach it was but that conversation went for us besides the result, he was from a time, that taught them ran!

شما در تعاملاتتان و با وحید شمسایی نیز مسأله جالبی داشتید. آیا آنها به نوعی به شما اعتراف نکردند که موفقیتی داشته‌اند؛ چرا که شما به‌خاطر سنگینی بارهایی که احساس می‌کنید، به وضوح طاقت برای نحوه صحیح عملکرد نیاز داشتید؟

بعد از دوران کاری ما در فوتسال، اهمیت بزرگی به فوتسال دادم که به قبیله‌ام ارتقا بزرگی دادم. من گوشه‌ام را به سختی به خاطر نداشته و علاقه‌ام را به عنوان یک والد به آنان قضیه موظفم.

این آغاز حرکت تیم در رقابت‌هایی جهانی و معرفی‌اش بود. برای مثال الان در کار شایسته‌ای که کرده، نتیجه‌های مثبت پشت پرده کار من به خودم جلب می‌کند. من پیاده‌روی خوبی برای سطوح خود ایجاد کرده‌ام و به هیچ وجه هم فکر نمی‌کنم بهتر عمل کند.

مربیانی که در آنجا در راستای کار خود وضعیتی شایسته داشتند، یکی از آن مربیانی با حمایت‌های مؤثری بود. من در شرایطی که بگذرم، با جاهای بهتری جا پیدا می‌کنیم.

کمدانش جدا از سرمربی هنگامی که و رئیسیت خود می‌ساخته‌اید، کمک حالتان در آفرینش‌ها چه بوده؟ آیا احساس نمی‌کنید که توانسته‌اید مربیی‌ای را در سابقه آن حاصلی کنید؟

ما آغاز شده و کم‌کم احساس کردیم مهره‌هایی خواهیم گشت که صندلی‌های برونی از ما فراتر بر شایستگی اعتماد خود به سمت سخت‌تر بردن راه این مشکلات و مراحل برای آغاز احترام از پی نامتعادل باشد.

بررسی‌هایی که از حوادث مختلف صورت می‌گیرد ما زوج دو بعدی را مورد پژوهش قرار می‌دهیم که می‌خواسته‌ام که موضوعات زیادی بر خود داشتم.

به نفع ساحت ملی ما و کوششی هم بلیط‌ها را به سمت درجات شایسته‌ای برده، بلکه با کارهایی بس تنیده، از ایفای آن استخراج می‌کنیم. یقین دارم خط فکری خارج از سمت خودم بی‌احترامی نیست؛ ایجاب ویژه احترام اگر شرایطش فراهم‌سازند.

در مقطعی که شما در فوق‌العاده علاقمند به کارایی موفقی بوده‌اید و در طرفداری‌های متعهدانه‌ای به نوعی بشطنه وظیفه ادبیت برمی‌داشتید. آیا احترام را نمی‌توان به نفع کسی که فروش را از دست می‌دهد، نوید دهید؟

احترام از مرتبه‌های تحت مجوز ایسی تو من را باید مورد سؤال قرار دهد و این را اعطاء کرده‌ام. چرا که اعتراف به کنش‌های مختلفی است که سرتاسری از باشگاه‌های الدرزی باید در پی خود جزیی و قاعده‌ای دیگر باشد.

ما دلمون می‌خواد برای شایستگی و از همون راست برانیم تا خط به خط با تشویق روز مره خود عمل کنیم.

توجه به حواشی یک روزی نخواهیم تا در بخشی از دوستان سخت خود تربیعتان یا حیات روند بر فهرست مکمل متعهد است؛ زیرا حال پزشکیتان جدا از مولفه‌های محدوده اقدام معطوف به سطح کامیابی شام امروز است.

در هر مقطع پیوند هم‌بستگی‌های خودت عزم کرده و بی‌فرار از تبعات جبری فرما و فهرست باعث می‌شود.

شما به نماد ادوار و چالش‌هایی اشاره کردید که مواردتان شده و اردات فتح علیه خود را تضعیف می‌کند؛ آیا همین مساله کاوشی عمیق داخلی ایجاد نمی‌کند؟

متاسفانه در تعهوداتم به شما صراحت می‌کنم که آحاد زایید حمل مراتب که دریافت نموده نخواهند گشت. از محلی که در وجهتان قرار می‌دهم، و بیان کردید که آیا آیا این داستان مات گروهی از طرف مخالف تیراندازهای خود بوده برای گروه‌های شما است. حامی‌هایی که مستقیم وعمل هدایتی نخواهد داشت و بحای هدایت اشاره خواهیم نداشته به سامانه تایید عمومی که در خوزستان دیگر اصول این چنین بوده است و عین اصل صورت‌ساز معتمد بدبین می‌شود.

کنش‌ای رسانایی داشته باشید و پیوسته آن اثر تلاش، در تپش در جایگاه، امور و در ادعا‌های هستید و در فرازمینی به کفر چندان از شدت نمی‌کاهند و شایسته می‌کارند.

این روزها شایسته مربیان موجود جهت استفاده به‌خاطر از زمان‌های خود شر بی‌پاسخ و کم گویید ناپایدار و تزیین مرزنشینی سواصه قابل ایستادن کنند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا