نبرد تازه تراکتور و پرسپولیس

تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا باشگاه پرسپولیس تا این حد تمایل دارد برای رضایتنامهها هزینههای کلانی بپردازد؟ برای پیدا کردن پاسخ، بد نیست آخرین وضعیت محمد قربانی در بازار نقلوانتقالات تابستانی را دقیقتر و در کنار همان اتفاقات شناختهشده بررسی کنیم؛ اتفاقاتی که بیشباهت به ماجرای محمدمهدی محبی هم نیست. در شرایطی که پرسپولیسیها برای جذب قربانی وارد مذاکره شدهاند، تراکتوریها نیز نسبت به این بازیکن ابراز علاقه میکنند؛ با این تفاوت اساسی که مسیر آنها از جنس دیگری است. در پرونده محبی، تراکتور دنبال دریافت «رایگان» بود؛ یعنی میخواست بازیکن را در قامت یک بازیکن آزاد به خدمت بگیرد. اما مدیران پرسپولیس با پرداخت پول رضایتنامه، عملاً اجازه ندادند کار به همان شکل پیش برود و بازی را به نفع خودشان برگرداندند. داستان قربانی هم حالا دقیقاً در همین فضا جریان پیدا کرده است.
طبق آنچه در گزارش فرهیختگان آمده، باشگاه تراکتور از مسیر واسطهها در تلاش است تا با روشن شدن وضعیت قربانی از سوی الوحده، این هافبک تیم ملی را بدون پرداخت هزینههای سنگین جذب کند؛ با این نگاه که مسیر انتقال باید به شکل رایگان یا کمهزینه بسته شود. در نقطه مقابل، پرسپولیسیها بار دیگر قصد دارند با پرداخت مبلغی به عنوان رضایتنامه، کار را از دست رقیب در بیاورند و عملاً این بازیکن را «بخرند». نکته اینجاست که باشگاه اماراتی نیز، ظاهراً از برنامههای پرسپولیس باخبر شده و به دنبال آن است که از انتقال قربانی، درآمدزایی کند. به بیان سادهتر، ایده تراکتوریها این است که بازیکنی در اختیار بگیرند که باشگاه اماراتی قصد دارد او را جایگزین کند و به همین دلیل ناچار میشود آن بازیکن را از فهرستش خارج یا مازاد کند؛ مسیری که مدیران پرسپولیس همیشه با پرداخت پول، ترجیح میدهند از همان راه به هدف برسند. طبیعی است که اگر اسم این روش هر چیزی گذاشته شود، «مدیریت» نیست.
در این میان اما یک سؤال جدی پیش میآید: چرا برخی باشگاهها برای نهایی کردن چنین جابهجاییهایی، مجبورند هزینههای گزافی را به جریان انتقال تزریق کنند؟ مگر قرار نیست وقتی صحبت از مازاد شدن لژیونرهای ایرانی در میان است، منطق جذب بر پایه مدیریت مالی و تصمیمگیری درست شکل بگیرد، نه بر اساس پرداختهای سنگین در بازارِ ایجنتها و واسطهها؟ آن هم در شرایطی که نتیجه این روند، میتواند دو ضربه همزمان باشد؛ هم ضربه به خود بازیکن که تحت فشارِ تصمیمهای پشتپرده و زمانبندیهای مختلف قرار میگیرد، و هم هدر رفتن سرمایه باشگاههای ایرانی در مسیری پرابهام و کمدستاورد. وقتی هزینهها از کانالهایی پرداخت میشود که تضمین روشنی برای سود واقعی ندارند، آیا نباید از زاویه مدیریت و آیندهنگری به این تصمیمها نگاه کرد؟
257 251



