طلا یا دوستی؟!

شبنم روحی؛ با نزدیک شدن به زمان برگزاری مراسم توپ طلای 2026 در دنیای فوتبال، بار دیگر توجهات معطوف نامزدهای نهایی و افرادی شده که شانس بالایی برای به دست آوردن این جایزه دارند. مصاحبه ها حال و هوای بالون دور را به خود گرفته است!
در گذشته، در اغلب موارد تشخیص برنده حتی میان سه نامزد نهایی نیز دشوار بود و آرا تا آخرین لحظه مخفی میماند. اما اکنون، این رویه به طور کامل دگرگون شده است. پس از برگزاری جام جهانی، بسیاری از افراد شایستههای خود را معرفی کرده و برخی نیز خود را از دیگران شایستهتر میدانند. نکته جالب این است که تلاشها معطوف به آن است که اگر هایشان به خودشان برنخورد، حداقل همتیمیها و هموطنانشان را به عنوان برنده معرفی کنند. در واقع، توپ طلا دیگر صرفاً یک جایزه معتبر برای ارزیابی عملکرد یک فصل و تأثیرگذاری او در کسب موفقیت محسوب نمیشود، بلکه به نوعی به صحنهای اتی تبدیل شده است که هر تیم نامزد مخصوص خود را معرفی میکند!
درحالیکه همیشه صحبت از آمار و عملکرد یک بازیکن بود، امروز تمرکز بیشتر روی اینکه مربیان چگونه از نامزدهای خود دفاع میکنند یا بازیکنان درباره همتیمیهایشان چه میگویند، قرار دارد. در این بین، باشگاهها نیز به مثابه تریبونهایی اتی تلاش میکنند تا این اظهارات را برجستهسازی کنند.
یکی از نمونههای قابل توجه این وضعیت کیلیان امباپه است. علیرغم نمایشهای خوب فردی او در فصل گذشته، نه توانست با رئال مادرید به موفقیتی دست یابد و نه فرانسه به قهرمانی جام جهانی دست پیدا کرد. او آمار فردی فوقالعادهای داشت، اما به راحتی نمیتوان گفت که بازیکن بهتری در فصل گذشته از او وجود نداشت. حتی رویترز در گزارشی که به اظهارنظر امباپه درباره امکان برنده شدنش در توپ طلا پرداخته، به طعنهای با عنوان “ادعای بهترین بودن در پایان فصلی بدون جام” اشاره کرده است.
ژوزه مورینیو، سرمربی رئال مادرید، نیز به مانند دیگر مربیان رفتاری مشابه داشت. او بیان کرد که توپ طلا نباید تنها به سبب قهرمانی در جام جهانی یا لیگ قهرمانان به یک بازیکن اهدا شود و بهترین بازیکنان جهان “اینجا”، یعنی در رئال مادرید، حضور دارند. مورینیو با یادآوری رکورد فوقالعاده امباپه در گلزنی در جام جهانی، معیار افتخارات تیمی را کنار گذاشت تا تواناییهای شاگردش بیشتر جلوه کند.
در اردوگاه بارسلونا نیز شرایط چنین بود. درحالیکه امباپه با احتیاط صحبت کرد، لامین یامال خود و امباپه را به عنوان دو فوتبالیست برتر دنیا معرفی کرد و ادعا کرد که به لطف قهرمانی اسپانیا در جام جهانی، قهرمانی بارسلونا در لالیگا و کسب عنوان بهترین بازیکن لیگ، توپ طلا باید به او تعلق گیرد! با اینکه از نظر افتخارات، یامال کارنامه بهتری نسبت به امباپه دارد، اما اظهارات او نیز نشان داد که توپ طلا به میدان رقابتی برای تبلیغ خود تبدیل شده است.
جالب است که اریک گارسیا، همتیمی یامال، نیز به دفاع از همتیمهایش پرداخته و گفت که باید تمامی نفرات برتر توپ طلا از بارسلونا باشند! او یامال، پدری و رافینیا را شایسته معرفی کرد و ابراز شگفتی کرد که چرا دو بازیکن منتخبش در لیست نهایی حضور ندارند.
در واقع، گارسیا نیز همان مسیر دیگران را پی گرفت و نظر نهایی رختکن بارسلونا را بازگو کرد!
لوئیس انریکه، سرمربی پاری سن ژرمن، نیز با وجود اینکه اعلام کرد برایش چندان مهم نیست چه کسی برنده میشود، تاکید کرد: “برنده باید از پاری سن ژرمن باشد! خویچا کواراتسخلیا، ویتینیا، فابیان رویس یا عثمان دمبله! مهم این است که توپ طلا در پاریس باقی بماند.”
استدلال او به موفقیتهای پاری سن ژرمن در لیگ قهرمانان اروپا و کسب دومین قهرمانی پیدرپی این تیم برمیگردد. اظهارات انریکه نشان میدهد که به خاطر موفقیت تیم، باید یکی از بازیکنان آنان برنده شود.
در بایرن مونیخ نیز همه به حمایت از هری کین، ستاره انگلیسی، برخواستند. لوئیس دیاس، همتیمیاش، او را بهترین بازیکن جهان نامید و مدیران باشگاه نیز پیروزی کین را یک رویداد مهم توصیف کردند. دکلان رایس، بازیکن آرسنال نیز هموطن خود هری را مستحق این عنوان دانست.
بدون شک هری کین یکی از نامزدهای مستحکم برای کسب توپ طلا محسوب میشود. او در بایرن مونیخ 61 گل به ثمر رساند، به همراه تیمش قهرمان بوندسلیگا و جام حذفی آلمان شد و با تیم ملی انگلیس به مقام سومی جام جهانی دست یافت.
امباپه، کین، یامال یا دمبله و هر بازیکن دیگری با در نظر گرفتن عملکردشان میتوانند صاحب توپ طلا شوند، اما نکته اینجاست که موضوع فقط به شایستگی یا عدم شایستگی بازیکنی چون هری کین محدود نمیشود، بلکه تمام گزینههای شایسته نیز نیازمند حمایت از جانب مدیران باشگاه و نزدیکان خود هستند!
در گذشته نیز بازیکنان رئال به دفاع از رونالدو پرداخته و بارسلونیها از مسی حمایت میکردند و این روند جدیدی در فوتبال نیست؛ بلکه نکته کمی و کیفی صراحت و وسعت این حمایتهاست. شایان ذکر است بسیاری از حمایتهای باشگاهها از بازیکنان به قصد افزایش ارزش آن بازیکن و تقویت برند باشگاه به همراه تأثیر رسانهای میباشد. به ویژه اینکه در حال حاضر شبکههای اجتماعی و فضای مجازی نقش بسیار تعیینکنندهای در باشگاهها پیدا کردهاند و به راحتی میتوانند یک اظهارنظر را به سرعت گسترش دهند.
اما در نهایت، بار دیگر میبایست به این نکته اشاره شود که اصلیترین دلیل وضعیت کنونی در راستای اعطای جوایز بزرگ، از جمله توپ طلا، به خاطر نامشخص بودن ملاکها و معیارهای است. یک گروه به موفقیتهای گروهی و تیمی و گروه دیگر به آمار فردی اهمیت میدهد. برخی جام جهانی را حیاتی میدانند و برخی یک فصل باشگاهی را. همین تغییرپذیری ملاکها به گروههای مختلف اجازه میدهد تا مانند مورینیو موفقیتها را کمرنگ جلوه دهند تا امباپه ادعای خود را حفظ کند، یا یامال قهرمانی را به عنوان عاملی برای ترجیح خود بر امباپه مطرح کند.
این موضوع باعث میشود که توپ طلا به عرصهای برای نبرد روایتها از یک بازیکن بدل شود تا به رقابت در زمین و ناگفتههای فنی. دیگر اهمیتی ندارد که یک بازیکن در میدان چه عمل کرده است، بلکه نفوذ رسانهای و حمایتی که از او میشود در تعیین برنده نهایی نقش مهمی ایفا میکند. به وضوح مشخص است که توپ طلا دیگر جایگاه ده سال پیش خود را ندارد. هنگامی که کسب این افتخار و جایزه بدون فعالیتهای لابیگرانه، اتی و رسانهای امکانپذیر نباشد و هر تیم فقط به فکر بازیکن خود باشد، شاید دیگر نتوان “بهترین بازیکن جهان” را در میدان مسابقات جستجو کرد!
251251



